در تمام مقاله‌های این مسیر، یک جمله بارها تکرار شد: حالت درونی‌تان را عوض کنید.

در مقاله‌ی باورها گفتیم عدد درونی‌تان را جابه‌جا کنید. در مقاله‌ی قانون جذب گفتیم به جای فکر کردن، حس کنید. در مقاله‌ی انسجام قلب و مغز گفتیم بدن و ذهن را هماهنگ کنید. اما یک سوال باقی ماند که کمتر به آن پرداختیم: دقیقا با چه ابزاری؟ آدم که نمی‌تواند وسط یک روز شلوغ، همین‌طوری تصمیم بگیرد که از این لحظه حالت درونی‌اش عوض شود. اگر به این سادگی بود، همه‌ی ما سال‌ها پیش ثروتمند شده بودیم.

جواب دیسپنزا برای این سوال، مدیتیشن است. اما نه هر مدیتیشنی. بیایید ببینیم منظورش چیست و چرا برای فراوانی، هشت مدیتیشن متفاوت طراحی کرده است.

چرا مدیتیشن، تنها راه واقعی رسیدن به فراوانی است؟

فرض کنید یک برنامه‌ی قدیمی روی کامپیوترتان نصب است که هر بار خودش اجرا می‌شود و کارها را خراب می‌کند. حالا شما هر روز صبح جلوی صفحه بنشینید و با صدای بلند بگویید «امروز درست کار کن». هیچ اتفاقی نمی‌افتد. چون آن برنامه در لایه‌ای اجرا می‌شود که حرف شما به آن نمی‌رسد. ذهن ما هم دقیقا همین ساختار را دارد. بخش خودآگاه، همان بخشی که تصمیم می‌گیرد و نیت می‌کند، سهم کوچکی از کل ذهن است. بخش بزرگ‌تر، همان جایی است که الگوهای قدیمی، ترس‌ها و باورهای دوران کودکی ذخیره شده‌اند. و مشکل اینجاست: در حالت عادی بیداری، هیچ دسترسی مستقیمی به آن لایه ندارید. هرچه تصمیم بگیرید، در همان سطح می‌ماند.

جو دیسپنزا، نویسنده و محقق شناخته‌شده در حوزه‌ی نوروساینس و تغییر ذهنی، معتقد است مدیتیشن دقیقا همان دری است که به آن لایه باز می‌شود. وقتی امواج مغزی از حالت فعال روزمره آرام‌تر می‌شوند، ذهن ناخودآگاه در دسترس قرار می‌گیرد و آن‌وقت است که بازنویسی ممکن می‌شود. به همین دلیل او مدیتیشن را نه یک تمرین آرامش‌بخش، بلکه ابزار اصلی تغییر و خلق یک واقعیت جدید می‌داند.

مدیتیشن فراوانی چه فرقی با مدیتیشن معمولی دارد؟

اینجا یک سوءتفاهم رایج را روشن کنیم. وقتی کلمه‌ی مدیتیشن را می‌شنویم، معمولا به آرامش فکر می‌کنیم. نشستن، نفس کشیدن، خالی کردن ذهن، رها شدن از استرس. آن نوع مدیتیشن بسیار ارزشمند است و فواید علمی ثابت‌شده‌ای هم دارد. اما هدفش خالی کردن است. مدیتیشن فراوانی هدف متفاوتی دارد: ساختن.
در این نوع مدیتیشن، آرامش نقطه‌ی پایان نیست؛ نقطه‌ی شروع است. اول بدن و ذهن آرام می‌شوند تا در دسترس قرار بگیرند، و بعد کار اصلی شروع می‌شود: ساختن یک حالت درونی تازه و تمرین کردن آن، انگار که همین حالا واقعی است. تفاوت را این‌طور تصور کنید. مدیتیشن معمولی مثل تمیز کردن یک اتاق است. مدیتیشن فراوانی، تمیز کردن اتاق و بعد چیدن مبلمان تازه است. و همین است که آن را به یک تمرین فعال تبدیل می‌کند، نه یک استراحت.

۸ مدیتیشن فراوانی که دیسپنزا طراحی کرده

هر کدام از این ۸ مدیتیشن، برای یک مرحله‌ی مشخص از مسیر ساخته شده‌اند.

۱. خلق در دنیای سه‌بعدی:

نقطه‌ی شروع. این مدیتیشن با دنیای ماده و واقعیت ملموس کار می‌کند؛ همان جایی که همه‌ی ما در آن زندگی می‌کنیم، نفس می‌کشیم و روزهایمان را می‌گذرانیم. اینجا یاد می‌گیرید چطور در همین دنیای آشنا و فیزیکی، به‌جای واکنش نشان دادن به شرایط، خودتان حالت درونی‌تان را انتخاب کنید. برای کسی که تازه وارد این مسیر شده، این اولین قدم منطقی و در دسترس‌ترین نقطه‌ی ورود است و بسیار نتیجه بخش.

۲. تولید فراوانی:

مدیتیشن اصلی و قلب این مجموعه. تمرکزش روی ساختن حس فراوانی در بدن است، نه فکر کردن به آن؛ یعنی به‌جای تکرار جمله‌های ذهنی درباره‌ی ثروت، واقعا آن سبکی، آن اطمینان، و آن رضایت درونی را در سینه و شانه‌هایتان حس می‌کنید. همان چیزی که در مقاله‌ی چرا قانون جذب کار نمی‌کند؟ دیدیم مهم‌ترین قطعه‌ی گمشده است. اگر فقط یک مدیتیشن از این ۸تا را انتخاب کنید، معمولا همین یکی نقطه‌ی شروع پیشنهادی است.

۳. بازگشت به تعادل:

تمرین انسجام قلب و مغز؛ لحظه ای که ضربان قلبتان و امواج مغزی‌تان به یک ریتم هماهنگ می‌رسند. این مدیتیشن پیش‌نیاز بقیه است، چون تا وقتی بدن در حالت هشدار و استرس باشد، هیچ تمرین دیگری عمق پیدا نمی‌کند؛ درست مثل تلاش برای نوشتن روی کاغذی که زیرش می‌لرزد. جزئیات کامل این تکنیک را در مقاله‌ی انسجام قلب و مغز چیست؟ توضیح داده‌ایم.

۴. خلق در دنیای پنج‌بعدی:

اینجا کار از ماده به میدان منتقل می‌شود. به جای تلاش در دنیای فیزیکی و دویدن دنبال نتیجه، تمرین در فضایی انجام می‌شود که دیسپنزا آن را میدان احتمالات می‌داند؛ جایی که همه‌ی نسخه‌های ممکن از آینده‌ی شما، از قبل وجود دارند و منتظرند. این مدیتیشن یکی از تجربه‌های متفاوت‌تر این مسیر است، چون حس می‌کنید به‌جای «ساختن» چیزی، دارید آن را «انتخاب» می‌کنید. مفهوم کامل این دنیا را در مقاله‌ی دنیای ۵ بعدی چیست؟ خوانده‌اید.

۵. درهم شکستن زمان و مکان:

یکی از عمیق‌ترین مدیتیشن‌های مجموعه. تمرینی برای رها شدن از حس فوریت و انتظار؛ همان حالتی که باعث می‌شود مدام چک کنیم «پس کی می‌رسد؟» و ناخواسته حس نداشتن را تکرار و تقویت کنیم. کسانی که این مدیتیشن را جدی تمرین می‌کنند، معمولا می‌گویند اضطراب زیربنایی‌شان نسبت به آینده‌ی مالی، کم‌کم رنگ می‌بازد و نتایج را مشاهده خواهند کرد.

۶. آینده‌ فراوانی تو همین حالا:

همان‌طور که از نامش پیداست، تمرینی برای آوردن آینده به لحظه‌ی اکنون. به جای آرزو کردن برای فردا، آن زندگی فراوان را همین امروز، همین لحظه، در بدنتان تجربه می‌کنید؛ نه به‌عنوان یک رویا در دوردست، بلکه به‌عنوان واقعیتی که همین حالا در دسترس است.

۷. قدم زدن در زندگی فراوان:

متفاوت‌ترین مدیتیشن این فهرست، چون به جای نشستن، بلند می‌شوید و راه می‌روید. تمرینی که حالت درونی تازه را از ذهن به عضلات و حافظه‌ی بدنی منتقل می‌کند تا وقتی از مدیتیشن خارج شدید، آن حس همراهتان بماند، نه اینکه با باز کردن چشم‌ها ناپدید شود. در بخش بعدی مفصل‌تر درباره‌اش صحبت می‌کنیم.

۸. مدیتیشن زندگی فراوان شما:

جمع‌بندی کل مسیر و شاید احساسی‌ترین تمرین این مجموعه. اینجا در همان واقعیت تازه‌ای که در مدیتیشن‌های قبلی ساخته‌اید، زندگی می‌کنید. نقطه‌ای که مسیر هشت‌گانه به یک شیوه‌ی زیستن ساده و پایدار تبدیل می‌شود.

مدیتیشن فراوانی دیسپنزا؛ زن در حالت مراقبه با نمادهای ثروت و فراوانی مالی در اطرافش

چرا مدیتیشن «قدم زدن در زندگی فراوان» متفاوت‌ترین آنهاست؟

بین این ۸ مدیتیشن فراوانی، یکی هست که با بقیه فرق دارد و مهم‌ترین درسی که در خودش دارد این است. بزرگ‌ترین مشکل مدیتیشن این نیست که سخت است. مشکل این است که وقتی چشم‌هایتان را باز می‌کنید، همه‌چیز تمام می‌شود. ۲۰ دقیقه حالتان عالی بوده، حس فراوانی داشته‌اید، آرام بوده‌اید. و بعد بلند می‌شوید، گوشی را برمی‌دارید، و ظرف چند دقیقه دقیقا همان آدم قبلی هستید. مدیتیشن راه رفتن در زندگی فراوان، دقیقا همین شکاف را پر می‌کند.

در این تمرین، به جای اینکه بنشینید و چشم‌هایتان را ببندید، بلند می‌شوید و راه می‌روید؛ اما با یک تفاوت مهم. راه رفتنتان، ایستادنتان، سرعتتان، و حس درونتان، همه باید متعلق به آن آدمی باشد که آن زندگی فراوان را دارد. فکرش را بکنید. کسی که واقعا در فراوانی زندگی می‌کند، چطور راه می‌رود؟ شانه‌هایش کجاست؟ چقدر عجله دارد؟ چطور نفس می‌کشد؟ وقتی بدن در حرکت است، آن حالت جدید فقط در ذهن نمی‌ماند؛ در عضلات و در حافظه‌ی بدنی ثبت می‌شود. و همین است که باعث می‌شود تمرین از تشک مدیتیشن به خیابان و محل کار و خانه منتقل شود. این دقیقا همان چیزی است که در مقاله‌ی چرا قانون جذب کار نمی‌کند؟ به عنوان مهم‌ترین اشتباه معرفی کردیم: تجسم، اگر بعدش رفتار عوض نشود، فقط یک خیال دلپذیر است.

از کدام مدیتیشن فراوانی شروع کنیم؟

اگر تازه‌کار هستید، ترتیب مهم است. این راهنما را پیشنهاد می‌کنم:

اگر هیچ‌وقت مدیتیشن نکرده‌اید: از «بازگشت به تعادل» شروع کنید. این تمرین ساده‌ترین است و پایه‌ی همه‌ی بقیه را می‌سازد. تا وقتی بدنتان یاد نگیرد آرام شود، بقیه‌ی تمرین‌ها سطحی می‌مانند.

اگر ذهنتان مدام درگیر نگرانی مالی است: باز هم از همان شروع کنید، اما بعدش سراغ «درهم شکستن زمان و مکان» بروید. این تمرین مخصوص همان حس فوریت و بی‌قراری است.

اگر آرامش دارید اما نمی‌دانید چه می‌خواهید: اول تعریفتان را روشن کنید. مقاله‌ی ۹ نوع فراوانی در زندگی دقیقا برای همین نوشته شده. بعد سراغ «تولید فراوانی» بروید.

اگر مدیتیشن می‌کنید اما بعدش هیچ تغییری در روزتان نمی‌بینید: «قدم زدن در زندگی فراوان» همان چیزی است که کم دارید.

و یک قانون کلی: هر مدیتیشن را حداقل یک هفته تکرار کنید قبل از اینکه سراغ بعدی بروید. اثر واقعی این تمرین‌ها در تکرار است، نه در تنوع.

مدیتیشن فراوانی؛ تجسم فرصت‌های زندگی در حالت مراقبه‌ی عمیق

پنج دقیقه‌ی اول شما برای مدیتیشن فراوانی

اگر تا حالا هرگز مدیتیشن نکرده‌اید و این همه اسم و مرحله کمی زیاد به نظر می‌رسد، از این‌جا شروع کنید.
امشب، فقط پنج دقیقه.
جایی راحت بنشینید، پشتتان صاف اما بدون فشار. چشم‌هایتان را ببندید.

دو دقیقه‌ی اول: فقط نفس بکشید. دم ۴ شماره، بازدم ۶ شماره. بازدم طولانی‌تر، چون همان چیزی است که سیستم عصبی را آرام می‌کند.

دو دقیقه‌ی دوم: به یک چیز فکر کنید که همین حالا در زندگی‌تان هست و بابتش سپاسگزارید. اما فقط فکر نکنید؛ بگذارید حسش در سینه‌تان بنشیند.

یک دقیقه‌ی آخر: حالا یک تصویر کوچک از زندگی فراوانتان بسازید و همان حس قدردانی را به آن وصل کنید. انگار همین حالا آنجا هستید.

همین. پنج دقیقه. اگر ذهنتان چند بار پرید، طبیعی است. مدیتیشن دقیقا همین است؛ برگشتن.

و یک اضافه‌ی کوچک که کار را چند برابر می‌کند: قبل از باز کردن چشم‌هایتان، یک نماد ساده برای آن حس انتخاب کنید. یک شکل، یک رنگ، یک تصویر کوچک. چیزی که با دیدنش، همان حالت درونی برگردد. چرا نماد؟ چون ذهن ناخودآگاه با تصویر کار می‌کند، نه با جمله‌های طولانی. یک نماد، میانبری است که در کسری از ثانیه شما را به همان حالت می‌برد. نمادتان را جایی بگذارید که در طول روز ببینید؛ پس‌زمینه‌ی گوشی، کنار آینه، روی میز کار. و هر بار که چشمتان به آن افتاد، سه ثانیه مکث کنید و همان حس را در بدنتان زنده کنید. این کار همان پلی است که تمرین صبح را به کل روزتان وصل می‌کند. جزئیات کامل ساختن نماد شخصی را در مقاله‌ی ۹ نوع فراوانی در زندگی توضیح داده‌ایم.

جمع‌بندی: ابزار همیشه در دستتان بوده

بیایید به همان سوال ابتدای مقاله برگردیم. همه‌ی این مسیر گفت حالت درونی‌تان را عوض کنید، اما ابزارش را کمتر نشان داد. حالا می‌دانید آن ابزار چیست. و نکته‌ی خوب اینکه هیچ چیز خاصی لازم ندارد. نه تجهیزات، نه مکان خاص، نه استعداد ویژه. فقط چند دقیقه و تکرار. از همین امشب، پنج دقیقه شروع کنید. لازم نیست کامل باشد؛ فقط لازم است شروع شود.

و اگر خواستید مسیر کامل را با راهنمایی خود دیسپنزا طی کنید، هر ۸ مدیتیشن فراوانی که در این مقاله معرفی شد، به همراه درس‌های ویدیویی و مراقبه فرکانسیک در دو نسخه انگلیسی با صدای دکتر دیسپنزا و دوبله فارسی اختصاصی، در آکادمی ثروت دیسپنزا در دسترس شماست.

ضمانت آکادمی ثروت دیسپنزا