ماه‌هاست فراوانی را تجسم می‌کنید. نیتتان روشن است، تصویرتان واضح است، هر روز هم تمرین می‌کنید.
اما یک حس عجیب دارید. انگار دارید تمام کارها را درست انجام می‌دهید و چیزی، در جایی، وصل نمی‌شود.

جو دیسپنزا برای این حس یک توضیح دارد و توضیحش شاید غافلگیرتان کند: شما دارید فقط با نیمی از دستگاه کار می‌کنید. نیمه‌ی دیگر، قلب شماست.

بیایید ببینیم منظورش دقیقا چیست.

انسجام قلب و مغز چیست؟

انسجام قلب و مغز یعنی حالتی که ریتم ضربان قلب منظم و هماهنگ می‌شود و همزمان، فعالیت مغز با آن هم‌راستا می‌گردد. در این حالت، به جای اینکه این دو هر کدام ساز خودشان را بزنند، مثل یک ارکستر هماهنگ کار می‌کنند.
نکته‌ای که کمتر کسی می‌داند این است: قلب فقط یک پمپ خون نیست. قلب یک میدان مغناطیسی تولید می‌کند که قوی‌ترین میدان بدن است؛ به مراتب قوی‌تر از میدانی که مغز تولید می‌کند.
دیسپنزا معتقد است وقتی این دو هماهنگ شوند، چیزی فراتر از آرامش اتفاق می‌افتد. او این حالت را نقطه‌ی شروع خلق واقعیت جدید می‌داند.
نقطه‌ی مقابل انسجام قلب و مغز، حالتی است که اکثر ما بیشتر روزمان را در آن می‌گذرانیم: ذهن مشغول یک چیز، بدن درگیر یک چیز دیگر، و احساسات در جهت سومی. در این حالت انرژی زیادی مصرف می‌شود بدون اینکه چیزی ساخته شود.

میدان قدرتمند مغناطیسی قلب

 

نیرویی که با هماهنگی قلب و مغز آزاد می‌شود

اینجا یک تقسیم کار ساده وجود دارد که فهمیدنش خیلی چیزها را روشن می‌کند. مغز تعیین می‌کند شما چه می‌خواهید. نیت، تصویر، جزئیات، همه کار مغز است. قلب تعیین می‌کند آن خواسته با چه شدتی ساطع می‌شود. احساس، انرژی، قدرت پیام، کشش به سمت ما، همه کار قلب است.
حالا تصور کنید نیتی کاملا روشن دارید. دقیقا می‌دانید چه عددی می‌خواهید و برای چه. اما در بدنتان هیچ احساسی جریان ندارد. مثل این است که یک نامه‌ی بی‌نقص بنویسید و هیچ‌وقت پستش نکنید. یا برعکس، احساسات شدیدی درباره‌ی وضعیت مالی‌تان دارید اما نمی‌دانید دقیقا چه می‌خواهید. مثل فریاد زدن در تاریکی است. دیسپنزا می‌گوید تغییر واقعی وقتی شروع می‌شود که این دو با هم بیایند. مغز نقشه را می‌کشد و قلب مسیر را باز می‌کند.

چهار نشانه که قلب و مغزتان هماهنگ نیستند:

          وقتی به فراوانی فکر می‌کنید، به جای آرامش، یک نگرانی مبهم در بدنتان حس می‌شود
          بعد از مدیتیشن به جای سبکی، خستگی حس می‌کنید
          می‌دانید چه عددی می‌خواهید ولی هیچ حس خاصی نسبت به آن ندارید یا حس منفی دارید
          درباره‌ی پول احساسات شدیدی دارید، اما وقتی می‌پرسند دقیقا چه می‌خواهی، جواب روشنی ندارید.

اگر حتی یکی از این چهار مورد را دارید، جای هیچ نگرانی نیست؛ چون انسجام یک مهارت تمرین‌شدنی است.

بیست دقیقه مدیتیشن، و هیچ اتفاقی نیفتاد

فرض کنید هر روز صبح بیست دقیقه برای تمرین می‌گذارید. چشم‌هایتان را می‌بندید. سعی می‌کنید فراوانی را تجسم کنید. اما ذهنتان جای دیگری است. به قسطی که سررسیدش نزدیک است. به قبضی که باید پرداخت شود. به عددی که تا آخر ماه باید جور شود. هر بار که متوجه می‌شوید، برمی‌گردید. سی ثانیه بعد، دوباره ذهن شما رفته. این ۳۰ ثانیه ها خوب است و اگر ادامه دهید بهتر می‌شوید اما اکثرا آن احساس ناتوانی و کلافگی را با خود حمل می‌کنید . بیست دقیقه که تمام می‌شود، چشم‌هایتان را باز می‌کنید و راستش را بخواهید، کمی خسته‌تر از قبل هستید. این را ماه‌ها ادامه می‌دهید و هیچ تغییری حس نمی‌کنید. آخرش نتیجه می‌گیرید که این روش‌ها برای شما جواب نمی‌دهد. اما مشکل مدیتیشن نبود. مشکل این بود که تمام آن بیست دقیقه، بدنتان همچنان در حالت آماده‌باش بود. ذهن نشسته بود، ولی سیستم عصبی هنوز داشت می‌دوید. بدون انسجام قلب و مغز، مدیتیشن فقط بیست دقیقه چشم‌بسته نشستن است.

قلب شما دومین مغز شماست

این عبارت شاعرانه نیست؛ بلکه واقعیت است. قلب حدود چهل هزار سلول عصبی دارد که به آنها شبکه‌ی عصبی قلب گفته می‌شود. این شبکه می‌تواند مستقل از مغز اطلاعات دریافت کند، پردازش کند و تصمیم بگیرد. جالب‌تر اینکه ارتباط قلب و مغز یک‌طرفه نیست. برخلاف تصور رایج، سیگنال‌هایی که از قلب به مغز می‌روند بیشتر از سیگنال‌هایی هستند که از مغز به قلب می‌روند.
از نظر علمی، انسجام قلب و مغز همراه است با تنفس آهسته و منظم که سیستم عصبی پاراسمپاتیک را فعال می‌کند، ضربان قلب را منظم‌تر می‌کند، سطح استرس را پایین می‌آورد و تمرکز را بهبود می‌بخشد. اینها اثرات شناخته‌شده و مستندی هستند. و دقیقا همین حالت انسجام روی واقعیت بیرونی اثر می‌گذارد؛ بدن آرام‌تر، ذهن شفاف‌تر و تصمیم‌های بهتر. چون همان‌طور که در مقاله‌های قبلی دیدیم، بیشتر تصمیم‌های مالی اشتباه، در حالت استرس گرفته می‌شوند نه در حالت آرامش.

انسجام قلب و مغز

 

سه گام تا انسجام؛ همین امشب امتحانش کنید

این تمرین حدود پنج تا ده دقیقه وقت می‌گیرد و برای شروع کاملا کافی است.

گام اول: تنفس از ناحیه‌ی قلب:
جایی راحت بنشینید. توجهتان را به مرکز قفسه‌ی سینه ببرید، دقیقا جایی که قلبتان است. حالا نفس بکشید، اما تصور کنید که هوا از همان‌جا وارد و خارج می‌شود. دم پنج شماره، بازدم پنج شماره. آهسته و بدون فشار. حدود دو دقیقه.

گام دوم: تولید احساس ارتقایافته:
حالا در همان حالت، یک احساس مثبت را در بدنتان بسازید. مهم‌ترینشان قدردانی است. به چیزی فکر کنید که واقعا بابتش سپاسگزارید. مهم نیست چقدر کوچک باشد؛ مهم این است که حسش را واقعا در سینه‌تان تجربه کنید، نه اینکه فقط به آن فکر کنید. حدود سه دقیقه.

گام سوم: انتشار نیت:
حالا که بدن آرام است و قلب حس مثبت و متعالی دارد، خواسته‌تان را وارد کنید. نه به شکل یک آرزو، بلکه به شکل چیزی که همین حالا هست. زندگی فراوانی که می‌خواهید را ببینید و همان قدردانی را ادامه دهید، انگار که بابت داشتنش سپاسگزارید. حدود سه دقیقه.

ترتیب این سه گام حیاتی است. اکثر ما مستقیم از گام سوم شروع می‌کنیم و دقیقا برای همین جواب نمی‌گیریم.
یک نکته‌ی مهم: اگر در گام دوم نتوانستید احساس قدردانی بسازید، اصرار نکنید و به گام سوم نروید. همان دو دقیقه تنفس را ادامه دهید و تمرین را تمام کنید. انسجام قلب و مغز با فشار ساخته نمی‌شود؛ با تکرار آرام ساخته می‌شود. پس این تمرین را بارها تکرار کنید؛ از نتایج شگفت زده خواهید شد!

از کجا بفهمیم درست انجامش داده‌ایم؟

این سوالی است که کمتر کسی جوابش را می‌دهد، در حالی که مهم‌ترین بخش ماجراست. بعد از تمرین، به این نشانه‌ها توجه کنید:

نشانه‌ی اول: بدنتان سبک‌تر است، نه خسته‌تر. اگر خسته بلند شدید، احتمالا با فشار و تقلا تمرین کرده‌اید.

نشانه‌ی دوم: یک گرمای ملایم یا حس گشودگی در ناحیه‌ی سینه دارید.

نشانه‌ی سوم: ذهنتان آرام‌تر است و افکار با سرعت کمتری می‌آیند.

نشانه‌ی چهارم: وقتی به زندگی فراوانی که می‌خواهید فکر می‌کنید، به جای بی‌قراری، یک آرامش عجیب دارید. انگار دیگر عجله‌ای برای رسیدنش نیست.

نشانه‌ی چهارم مهم‌ترین است. بی‌قراری یعنی هنوز در حالت «نداشتن» هستید. آرامش یعنی وارد حالت «داشتن» شده‌اید.

جذب ثروت با مغناطیس قلب

حالا برسیم به سوالی که احتمالا از ابتدای مقاله در ذهنتان بوده: این تمرین با پول و فراوانی چه ارتباطی دارد؟ ارتباطش مستقیم‌تر از چیزی است که فکر می‌کنید. پول، بیشتر از هر موضوع دیگری، با ترس گره خورده است. وقتی به فراوانی فکر می‌کنید، ناخودآگاه تمام خاطرات کمبود مالی گذشته هم بیدار می‌شوند و بدن وارد حالت هشدار می‌شود. در آن حالت، هر تجسمی که انجام دهید، از دل ترس ساطع می‌شود نه از دل فراوانی. و این دقیقا همان چیزی است که در مقاله‌ی چرا قانون جذب کار نمی‌کند؟ به تفصیل توضیح داده‌ایم.
انسجام قلب و مغز، این معادله را عوض می‌کند. اول بدن را از حالت ترس بیرون می‌آورد، بعد اجازه می‌دهد نیت از یک جای امن و آرام ساطع شود. به همین دلیل است که دیسپنزا این تکنیک را پیش‌نیاز هر تمرین دیگری می‌داند، نه یک تمرین جانبی. مسیر کامل ترکیب این تکنیک با خلق فراوانی هم چیزی است که در آکادمی ثروت دیسپنزا به شکل گام به گام و همراه با مدیتیشن‌های هدایت‌شده و فرکانسیک آموزش داده می‌شود.

اگر می‌خواهید بدانید این انتشار در چه فضایی اتفاق می‌افتد، مقاله‌ی دنیای ۵ بعدی چیست؟ نیمه‌ی دیگر همین ماجراست.

جذب ثروت و فراوانی با قلب

 

جمع‌بندی: تمام این سال‌ها با نصف دستگاه کار می‌کردید

اگر بخواهیم کل این مقاله را در یک جمله خلاصه کنیم، همین است. ما یاد گرفته‌ایم فکر کنیم، برنامه بریزیم، تجسم کنیم. همه‌ی اینها کار مغز است. اما هیچ‌کس به ما یاد نداد که نیمه‌ی دوم این دستگاه، قلب است. خبر خوب این است که این مهارت، مثل هر مهارت دیگری، با تمرین ساخته می‌شود. لازم نیست استاد باشید؛ کافی است از همین امشب، پنج دقیقه شروع کنید. و اگر بعد از چند هفته دیدید که تمرین‌ها عمیق‌تر شده‌اند اما نمی‌دانید قدم بعدی چیست، آکادمی ثروت دیسپنزا دقیقا همان نقشه‌ی راهی است که به آن نیاز دارید؛ نه چند توصیه‌ی پراکنده، بلکه یک مسیر ساختاریافته از انسجام تا خلق فراوانی.

ضمانت آکادمی ثروت دیسپنزا