اول ماه است. حقوق واریز شده و شما یک تصمیم جدی گرفته‌اید: «این ماه حتما پس‌انداز می‌کنم.»
روز دهم، همه‌چیز طبق برنامه پیش می‌رود.
روز بیستم، یک هزینه‌ی پیش‌بینی‌نشده سر می‌رسد. می‌گویید اشکالی ندارد، از پس‌انداز برمی‌دارم و ماه بعد جبران می‌کنم.
روز سی‌ام، دوباره همان‌جایی هستید که ماه قبل بودید. صفر.
و بعد همان قضاوت آشنا سراغتان می‌آید: «من آدم پس‌انداز کردن نیستم. اراده‌ام ضعیف است.»
بگذارید یک چیز را روشن کنم. این جمله اشتباه است. مشکل شما اراده نیست، مشکل شما روش است.

چرا هر ماه تصمیم می‌گیرید و باز شکست می‌خورید؟

اراده یک منبع محدود است، نه یک ویژگی شخصیتی. صبح که از خواب بلند می‌شوید پر است و هرچه روز جلوتر می‌رود خالی‌تر می‌شود. آخر ماه هم دقیقا همان‌جایی است که چیزی از آن باقی نمانده.
حالا ببینید ما چه کار می‌کنیم. سخت‌ترین تصمیم مالی ماه را می‌گذاریم برای لحظه‌ای که کمترین اراده را داریم: انتهای ماه، وقتی همه‌ی هزینه‌ها آمده و باید تصمیم بگیریم چقدر از باقی‌مانده را کنار بگذاریم. این مثل این است که از خودتان بخواهید بعد از یک روز کاری هجده ساعته، سنگین‌ترین وزنه‌ی باشگاه را بلند کنید.
بدتر اینکه هر بار شکست می‌خورید، یک باور کوچک در ذهنتان محکم‌تر می‌شود: «من نمی‌توانم.» و همین باور، دفعه‌ی بعد شروع کردن را سخت‌تر می‌کند. یک چرخه‌ی کامل که ورودی‌اش شکست است و خروجی‌اش هم شکست.
پس‌انداز کردن موفق، اصلا به اراده وابسته نیست. به سیستم وابسته است. به این که پول قبل از اینکه شما فرصت تصمیم‌گیری داشته باشید، رفته باشد. در واقع کل هنر پس‌انداز کردن در یک جمله خلاصه می‌شود: تصمیم را از لحظه‌ای که ضعیف هستید بردارید و بگذارید در لحظه‌ای که قوی هستید.

سه نشانه که پس‌انداز شما به اراده وابسته است:

  •  پس‌اندازتان همان چیزی است که آخر ماه باقی می‌ماند، نه مبلغی که اول ماه کنار گذاشته‌اید
  •  پول پس‌انداز در همان حسابی است که کارت بانکی‌تان به آن وصل است
  • بیشتر از سه بار در سال به پس‌اندازتان دست زده‌اید

اگر حتی یکی از این سه مورد را دارید، خبر خوب این است که هر سه با تغییر روش حل می‌شوند، نه با تلاش بیشتر.

پس‌انداز و درآمد

«دو برابر» یعنی چه؟ عددی که یک بار برای همیشه ثابت شد

عنوان این مقاله یک ادعای بزرگ دارد و بهتر است پشتوانه‌اش را ببینید.

سال ۱۹۹۸، ریچارد تیلر، اقتصاددانی که بعدها برنده‌ی نوبل شد، به همراه شلومو بنارتزی برنامه‌ای طراحی کردند به نام «فردا بیشتر پس‌انداز کن». ایده‌اش ساده بود: کارمندان از قبل تعهد می‌دادند که بخشی از افزایش حقوق آینده‌شان، خودکار به پس‌انداز برود.
به نظر شما نتیجه چی شد؟ نرخ پس‌انداز شرکت‌کنندگان از ۳.۵ درصد به ۱۳.۶ درصد رسید. یعنی نه دو برابر، بلکه نزدیک به چهار برابر. و ۷۸ درصد کسانی که وارد برنامه شدند، بعد از چهار سال هنوز آن را داشتند. نکته‌ی مهم اینجاست: هیچ‌کدام از این آدم‌ها یک شب اراده‌ی آهنین پیدا نکردند. فقط یک تصمیم را از حالت روزانه به حالت خودکار بردند.
جالب‌تر اینکه این برنامه بعدها آنقدر موفق شد که در آمریکا به قانون تبدیل شد و امروز میلیون‌ها نفر بدون اینکه بدانند، در حال پس‌انداز کردن با همین روش هستند. حالا همین را روی زندگی خودتان حساب کنید. فرض کنید ماهی ۱۰درصد درآمدتان را پس‌انداز می‌کنید. اگر فقط دو عادت از فهرست پایین را اجرا کنید، «انتقال خودکار در روز واریز حقوق» و «نصف کردن هر افزایش درآمد»، ظرف یک سال بدون اینکه فشار محسوسی حس کنید به ۲۰ درصد می‌رسید.

همین. این تمام معنی «دو برابر» است.

داستانی که شاید خودتان هم آن را زندگی کرده باشید

فرض کنید سه سال است می‌گویید «از ماه بعد شروع می‌کنم». هر بار هم دلیل موجهی دارید. یک ماه عید است، یک ماه مدرسه‌ها باز می‌شود، یک ماه لاستیک ماشین باید عوض شود. هیچ‌کدام بهانه نیست؛ همه‌شان واقعی‌اند. اما یک روز حساب می‌کنید. اگر سه سال پیش، فقط ماهی یک درصد از درآمدتان را کنار گذاشته بودید، الان یک مبلغ قابل توجه داشتید. مبلغی که آن موقع اگر می‌خواستید کنارش بگذارید، حتی حسش هم نمی‌کردید. آن لحظه می‌فهمید چیزی که سه سال از دست دادید پول نبود. زمان بود. و این تنها چیزی است که هیچ افزایش حقوقی نمی‌تواند جبرانش کند.

۷ عادت کوچک که پس‌اندازتان را دو برابر می‌کنند

۱. اول به خودت پرداخت کن.

قدیمی‌ترین قانون ثروت در دنیا، از کتاب «ثروتمندترین مرد بابل». همان روز واریز حقوق، قبل از هر خرجی، یک مبلغ ثابت به شکل خودکار منتقل شود. حتی اگر پنج درصد باشد. مهم مقدارش نیست، مهم ترتیبش است.

۲. پس‌اندازت را از دسترس خارج کن.

اقتصاد رفتاری یک قانون ساده دارد: هر مانع کوچک بین شما و پول، احتمال خرج شدنش را به شکل معناداری پایین می‌آورد. یک حساب جدا، بدون کارت، ترجیحا در بانکی که اپلیکیشنش روی گوشی‌تان نصب نیست. همین چند دقیقه دردسر اضافه، اکثر خرج‌های لحظه‌ای را متوقف می‌کند.

۳. هر افزایش درآمد را نصف کن.

این دقیقا همان برنامه‌ی تیلر است. حقوقتان بالا رفت یا پاداش گرفتید؟ نیمی برای بهتر شدن زندگی، نیمی مستقیم به پس‌انداز. چون از پول جدید برداشته می‌شود، هیچ‌وقت حس کم شدن نمی‌دهد. 

افزایش درآمد، یک فرصت پس‌انداز

۴. به پس‌اندازت اسم بده.

تیلر به این می‌گوید حسابداری ذهنی. حسابی که اسمش «پس‌انداز» است، یک عدد بی‌روح است و راحت خرج می‌شود. حسابی که اسمش «سرمایه‌ی شروع کارم» یا «سفر تابستان» است، یک هدف است و ذهن خیلی سخت‌تر به آن دست می‌زند. اسم گذاشتن، پول را از یک عدد به یک آرزو تبدیل می‌کند.

۵. قانون ۷۲ ساعت.

برای هر خرید غیرضروری، سه روز صبر کنید. هیجان خرید معمولا عمر کوتاهی دارد و سه روز برای خاموش شدنش کافی است. اگر بعد از سه روز هنوز خواستید، با خیال راحت بخرید. اگر نه، همان مبلغ را مستقیم به پس‌انداز منتقل کنید. این‌طوری هر نخریدن، تبدیل به یک برد قابل مشاهده می‌شود.

۶. عادت گرد کردن.

هر خرید را به عدد بالاتر گرد کنید و تفاوتش را کنار بگذارید. همان ایده‌ای که پشت اپلیکیشن‌های پس‌انداز جهانی مثل Acorns است. مبالغش آنقدر کوچک است که اصلا حس نمی‌شود، ولی جمع ماهانه‌اش شما را غافلگیر می‌کند.

۷. هفته‌ای دو دقیقه نگاهش کن.

فقط نگاه کردن به عددی که بالا می‌رود، خودش سوخت ادامه دادن است. مغز ما به پیشرفت قابل مشاهده پاداش می‌دهد. عادتی که دیده نشود، خیلی زود می‌میرد.

چرا این عادت‌ها روی ناخودآگاه کار می‌کنند؟

به هر هفت عادت که نگاه کنید، یک نکته‌ی مشترک دارند: هیچ‌کدام از شما نمی‌خواهند «قوی‌تر» باشید.

همه‌شان کاری می‌کنند که تصمیم درست، خودکار گرفته شود و تصمیم اشتباه، سخت‌تر شود. این تفاوت بین جنگیدن با خودتان و همکاری با خودتان است. به همین دلیل است که پس‌انداز کردن با این روش، برخلاف رژیم‌های سخت مالی، بعد از چند هفته رها نمی‌شود. چیزی نیست که هر روز باید برایش تصمیم بگیرید.

اما یک لایه‌ی عمیق‌تر هم وجود دارد. خیلی از ما حتی وقتی سیستم درست را هم می‌سازیم، باز ناخودآگاه خرابش می‌کنیم. حساب پس‌انداز را باز می‌کنیم و دو ماه بعد خالی‌اش می‌کنیم. چون در عمق ذهنمان، عدد مشخصی وجود دارد که آن را برای خودمان «طبیعی» می‌دانیم و هر بار پول به آن اضافه می‌شود، ناخودآگاه برمی‌گردیم سر جای اول.

این دیگر یک مسئله‌ی رفتاری نیست، یک مسئله‌ی باور است. اگر می‌خواهید بدانید این عدد درونی از کجا آمده و چطور می‌شود تغییرش داد، مقاله‌ی چرا ثروتمند نمی‌شویم؟(کلیک کنید) دقیقا درباره‌ی همین لایه است.

افزایش پس‌انداز و درآمد با قدرت ذهن

از کدام عادت شروع کنم؟

اگر بخواهید هر هفت عادت را همزمان شروع کنید، احتمالا تا آخر هفته هیچ‌کدام ادامه پیدا نمی‌کند. این نقشه‌ی ۳۰ روزه را پیشنهاد می‌کنم:

هفته‌ی اول: فقط عادت شماره ۱. یک انتقال خودکار در روز واریز حقوق تنظیم کنید. حتی اگر مبلغش خیلی کم باشد.

هفته‌ی دوم: عادت شماره ۲. حساب پس‌انداز را از دسترس خارج کنید.

هفته‌ی سوم: عادت شماره ۳. به حسابتان یک اسم واقعی بدهید.

هفته‌ی چهارم: عادت شماره ۷. یک روز مشخص در هفته را برای نگاه کردن به عدد انتخاب کنید.

سه عادت باقی‌مانده را وقتی این چهار تا جا افتاد اضافه کنید. عادت‌ها روی هم ساخته می‌شوند، نه کنار هم.

جمع‌بندی: پس‌انداز یک ویژگی شخصیتی نیست

مهم‌ترین حرف این مقاله همین است: اینکه بگویید من «آدم پس‌انداز کردن»  نیستم، اشتباه است، چون اصلا چنین آدمی وجود ندارد. کسانی که پس‌انداز می‌کنند، اراده‌ی قوی‌تری ندارند. فقط سیستمی ساخته‌اند که در آن، پس‌انداز کردن به تصمیم روزانه نیاز ندارد. از همین امروز، فقط یکی از این هفت عادت را انتخاب کنید. نه هفت تا. یکی.
و اگر بعد از چند ماه دیدید که باز هم، بدون دلیل روشن، حساب پس‌اندازتان خالی شد، بدانید که مسئله دیگر مربوط به روش نیست. آن‌وقت وقتش است سراغ لایه‌ی عمیق‌تری بروید: همان جایی که ذهن ناخودآگاه تصمیم می‌گیرد چقدر پول برای شما «طبیعی» است. «آکادمی ثروت دیسپنزا» دقیقا روی همین لایه کار می‌کند.

تعهد رویال مایند

می‌دانیم ممکن است برای ثبت‌نام در این آکادمی مردد باشید و ما این تردید را درک می‌کنیم.  برای همین، خیال‌تان را راحت می‌کنیم:
۷ روز کامل فرصت دارید. وارد آکادمی شوید، درس‌ها را ببینید، مراقبه‌ها را گوش دهید و با آرامش تجربه کنید. اگر در این یک هفته حس کردید این مسیر برای شما نیست کافی است یک پیام بدهید. تمام مبلغ، بدون هیچ سؤالی، به حساب‌تان برمی‌گردد.