یک نفر را تصور کنید که هر روز زودتر از همه سر کار می‌رسد. آخرین نفری است که چراغ‌ها را خاموش می‌کند. دو شغل دارد، شاید سه تا. هیچ‌وقت «نه» نمی‌گوید، هیچ فرصتی را از دست نمی‌دهد. و بازهم، آخر ماه، دستش خالی است. اگر این آدم را می‌شناسید یا اگر شما خود همین آدم هستید، احتمالاً یک سوال مدام در ذهنتان چرخیده:

چرا ثروتمند نمی‌شویم، وقتی این‌همه تلاش می‌کنیم؟ مگر نگفته بودند تلاش، کلید موفقیت است؟

جواب، شاید ناراحت‌کننده باشد، اما آزادکننده هم هست: مشکل هرگز میزان تلاش شما نبوده. مشکل، یک برنامه‌ی پنهان است که سال‌هاست بی‌اجازه‌ی شما در حال اجراست. و تا وقتی این برنامه را نبینید، هرچقدر هم بدوید، دقیقاً همان‌جایی خواهید بود که امروز ایستاده‌اید.

اولین دلیل اینکه ثروتمند نمی‌شویم: یک برنامه‌ی پنهان

اولین و مهم‌ترین دلیل اینکه ثروتمند نمی‌شویم، چیزی نیست که در حساب بانکی‌مان بگذرد؛ چیزی است که در ذهنمان می‌گذرد. یک جمله، یک احساس یا یک قانون نانوشته درباره‌ی پول که خیلی قبل‌تر از آنکه بتوانید درباره‌اش فکر کنید در ذهنتان نصب شده و حالا، بدون اینکه خبر داشته باشید، دارد تصمیم‌های مالی شما را از پشت صحنه هدایت می‌کند. اسمش «باور محدودکننده» است. این باورها معمولاً از کودکی می‌آیند. جمله‌ای که یک بار از زبان پدر یا مادر شنیدید: «پول درنمیاد که خرج کنیم». صحنه‌ای که دیدید: دعوای والدین سر قبض‌ها. یا حتی یک جمله‌ی به‌ظاهر بی‌ضرر: «پولدارها آدم‌های خوبی نیستن». هیچ‌کدام این‌ها را انتخاب نکردید. اما همه‌شان، بی‌اجازه‌ی شما، تبدیل به قانون شدند.

نکته‌ی عجیب این است که: این باورها، اکثراً حتی به زبان نمی‌آیند. کسی نمی‌نشیند و آگاهانه بگوید «من امروز تصمیم می‌گیرم فقیر بمانم». این باورها، خیلی ظریف‌تر و بی‌صداتر عمل می‌کنند؛ در قالب یک تردید ناگهانی قبل از درخواست افزایش حقوق، یک بهانه برای نگرفتن فرصت بزرگ، یا یک احساس گناه مبهم درست وقتی همه‌چیز دارد خوب پیش می‌رود.

چرا ثروتمند نمی‌شویم، حتی وقتی بیشتر تلاش می‌کنیم؟

اینجا نکته‌ای هست که اکثر مسیرهای «موفقیت» نادیده می‌گیرندش: ذهن خودآگاه شما، همان بخشی که تصمیم می‌گیرد، برنامه می‌ریزد، و «تلاش» می‌کند، فقط حدود پنج درصد از کل ذهن شماست. بقیه، آن نود و پنج درصد عظیم، ذهن ناخودآگاه است؛ مکان باورهای دوران کودکی، بی هیچ بازبینی‌ای، ذخیره شده‌اند. حالا تصور کنید هر روز صبح، پنج درصد خودآگاهتان با انگیزه می‌گوید «امروز پول بیشتری می‌سازم»، و همزمان، نود و پنج درصد ناخودآگاهتان زیر لب زمزمه می‌کند «تو لایق این پول نیستی». حدس بزنید کدام‌یک برنده می‌شود؟

فکرش را بکنید: این دقیقاً مثل این است که یک نفر بخواهد با پارو، جلوی یک ناو اقیانوس‌پیما را بگیرد. پارو زدن یعنی همان تلاش خودآگاه روزانه‌ی شما شجاعانه است، اما در برابر نیرویی به‌این‌بزرگی، عملاً بی‌اثر می‌ماند. این، دقیقاً همان جنگیست که هر روز در سکوت، در ذهن میلیون‌ها نفر در جریان است. جنگی که با تلاش بیشتر، هرگز برنده نمی‌شود. چون اصلاً در میدان اشتباهی در حال جنگیدن‌اید. به همین دلیل است که خیلی از آدم‌های سخت‌کوش و باهوش، سال‌ها در همان نقطه‌ی مالی می‌مانند. نه چون تنبل‌اند، نه چون کم‌هوش‌اند؛ چون تمام انرژی‌شان را صرف پارو زدن می‌کنند، درحالی‌که ناو ناخودآگاه، همچنان در جهت مخالف پیش می‌رود.

دو شخصیت، دو واقعیت متفاوت؛ کدام‌یک را زندگی می‌کنید؟

دکتر دیسپنزا در «آکادمی ثروت دیسپنزا»، بر اساس سال‌ها مشاهده، دو شخصیت کاملاً متفاوت را شناسایی کرده؛ دو شیوه‌ی متضاد که آدم‌ها با پول و زندگی روبه‌رو می‌شوند. یکی از این دو، همین حالا دارد زندگی شما را می‌سازد. سوال این است: کدام‌یک؟

شخصیت کمبود:

  • ذهنیت قربانی دارد؛ تقصیرها را گردن دیگران می‌اندازد
  • به‌جای دیدن فرصت، دنبال دلیل برای محدودیت خودش است
  • مدام اشتباهات و انتخاب‌های یکسان را تکرار می‌کند
  • به هورمون‌های استرس معتاد است؛ در حالت بقا زندگی می‌کند
  • خودش را با دیگران مقایسه می‌کند و حسود است
  •  روی بدترین سناریوی ممکن تمرکز می‌کند

شخصیت فراوانی:

  •  ویژن دارد و تا محقق‌شدنش پیگیرش است
  • حتی با از دست دادنِ همه‌چیز، ذهنیت فراوانی را حفظ می‌کند
  •  رابطه‌ی سالمی با پول دارد؛ نه نیازمند است، نه در کمبود
  •  از اشتباهاتش درس می‌گیرد، تکرارشان نمی‌کند
  •  از هر چالشی فرصت می‌سازد؛ خلاق است
  •  سخاوتمند است و پیروزی‌هایش را جشن می‌گیرد

(برگرفته از آکادمی ثروت دیسپنزا 👑)

تفاوت شخصیت کمبود و ثروتمند

تفاوت این دو لیست، دقیقاً همان چیزی است که تعیین می‌کند ثروتمند می‌شویم یا نه. اما اگر لیست اول را انتخاب کردید، نگران نباشید. این خبر بدی نیست؛ این فقط یعنی یک برنامه‌ی قدیمی، هنوز در حال اجراست. و هر برنامه‌ای، قابل حذف و نصب دوباره است. جالب اینجاست که این دو شخصیت، ارثی یا ثابت نیستند. هیچ‌کس از روز اول «شخصیت فراوانی» به دنیا نمی‌آید؛ این یک مهارت است، دقیقاً مثل هر مهارت دیگری که با تمرین آگاهانه ساخته می‌شود.

داستانی که شاید خودتان هم آن را زندگی کرده باشید

فرض کنید یک حسابدار باتجربه‌اید. رقم‌های میلیونی، هر روز از زیرِ دستتان رد می‌شود؛ حقوق و مزایای دیگران را حساب می‌کنید، بودجه‌ی شرکت‌های بزرگ را می‌چینید. اما وقتی نوبت حساب بانکی خودتان می‌رسد، همیشه یک چیزی کم است. هر بار که کمی پول‌ اضافه‌ می‌آید، یک اتفاق عجیب می‌افتد: ماشین خراب می‌شود، یا یک هزینه‌ی پیش‌بینی‌نشده سر می‌رسد، یا خودتان، بی‌دلیل روشن، همان پول را خرج چیزی می‌کنید که اصلاً نیازش نداشتید. انگار یک دست پنهان، دقیقاً همان لحظه که کیف پولتان سنگین می‌شود، دوباره خالی‌اش می‌کند. این دقیقاً همان الگویی است که باعث می‌شود سال‌ها ثروتمند نشویم، بی‌آنکه بفهمیم چرا.

سال‌ها فکر می‌کنید بدشانسید. تا روزی که از خودتان می‌پرسید: «اگر بدشانسی نبود، اگر خودم داشتم این الگو رو می‌ساختم چی؟» آن روز، یک جمله از دوران کودکی‌تان یادتان می‌آید؛ جمله‌ای که یک بار، با لحنی نگران، شنیده بودید: «آدم‌های پولدار، آدم‌های تنهایی می‌شن». بدون اینکه بدانید، سال‌ها بی‌صدا، خودتان را از پول دور نگه داشته بودید؛ چون ناخودآگاهتان، پول را مساوی تنهایی می‌دانست. الگو را می‌شکنید؛ نه با تلاش بیشتر، بلکه با شناختن همان یک جمله، و جایگزین‌کردنش با یک باور تازه. 

از باور تا واقعیت؛ فرمولی که دیسپنزا کشفش کرد

جو دیسپنزا، در آخرین دوره‌اش، «آکادمی ثروت دیسپنزا»، دقیقاً همین مسیر را به‌صورت یک فرمول سه‌مرحله‌ای نشان می‌دهد.

  1. مرحله‌ی اول، باور کردن است: پذیرفتن اینکه یک زندگیِ فراوان‌تر، واقعاً ممکن است؛ نه فقط برای دیگران، برای خود شما. یعنی پذیرفتن اینکه پولدار بودن، لزوماً به تنهایی ختم نمی‌شود.
  2. مرحله‌ی دوم، رفتار کردن است: هماهنگ‌کردنِ عمل‌های روزانه با همان باور تازه، حتی وقتی هنوز کاملاً حسش نمی‌کنید. یعنی وقتی پولی اضافه می‌آید، به‌جایِ خرج‌کردن ناخودآگاهانه‌اش، آگاهانه نگهش دارید یا رشدش بدهید.
  3. مرحله‌ی سوم، شدن است: جایی که این باور و رفتار، دیگر تلاش نیستند؛ بخشی از هویت شما شده‌اند. اینجاست که فراوانی، دیگر یک هدف نیست؛ یک شخصیت است.

فراوانی دیسپنزا

 

این دقیقاً همان مسیریست که در آکادمی ثروت دیسپنزا، قدم‌به‌قدم و علمی طی می‌شود؛ از شناخت باورهای پنهان، تا بازطراحی کامل رابطه‌ی شما با پول.

همین الان؛ یک تمرین یک‌دقیقه‌ای که مسیرتان را نشان می‌دهد

یک کاغذ بردارید. سه فکری که این‌روزها بیشتر از همه درباره‌ی پول در ذهنتان تکرار می‌شوند را بنویسید. حالا از خودتان بپرسید: کدام‌یک از این‌ها واقعاً انتخاب من است، و کدام‌یک فقط یک ترس قدیمی است که دارد خودش را جای حقیقت جا می‌زند؟

اگر نمی‌دانید از کجا شروع کنید، به همان دو لیست بالا برگردید. زیر هر ویژگی از «شخصیت کمبود» که خودتان را در آن دیدید، یک جمله بنویسید: «این از کجا آمده؟» شاید جوابش، صدای پدرتان باشد. شاید صدای معلم کلاس سوم. شاید یک اتفاق تلخ مالی که هیچ‌وقت درباره‌اش حرف نزدید.  همین یک جمله، شاید تمام دلیل اینکه تا امروز ثروتمند نشده‌اید. و این یک تمرین کوچک، همان اولین قدمی است که خیلی‌ها با آن مسیر تغییرشان را شروع کرده‌اند.

پس چرا ثروتمند نمی‌شویم؟ جواب نهایی

باورهای محدودکننده، تقصیر شما نیستند. شما آن‌ها را انتخاب نکردید؛ فقط، بی‌اجازه، در شما نصب شدند. اما خبر خوب این است: همان‌طور که نصب شدند، می‌شود حذف‌شان کرد. پاسخ آن سوال ابتدای مقاله، حالا روشن است: ثروتمند نمی‌شویم، نه چون کم تلاش می‌کنیم، بلکه چون هنوز کسی نشده‌ایم که ثروت در زندگی‌اش دوام بیاورد. اگر دیدید بیشتر زندگی این‌روزهایتان، شبیه‌تر به لیست اول بود، این دقیقاً همان لحظه‌ای است که باید بایستید و بگویید:
«دیگر کافیست. من می‌خواهم بدانم شخصیت فراوانی، چطور در من ساخته می‌شود.»

خبر خوب این است که شما مجبور نیستید این مسیر را تنها و کورمال‌کورمال بروید. چیزی که خیلی‌ها روزها و هفته‌ها طول می‌کشد تا کشفش کنند، یعنی پیداکردن همان یک جمله‌ی ریشه‌ای، امروز به‌شکل یک مسیر علمی و گام‌به‌گام در دسترس شماست. مسیر کامل آکادمی ثروت دیسپنزا، دقیقاً برای همین لحظه طراحی شده‌اند: نه یک انگیزه‌ی موقت، بلکه یک بازسازی واقعی و علمی از رابطه‌ی شما با پول و فراوانی، از باور، تا رفتار، تاتبدیل شدن به کسی که همیشه شایسته‌اش بوده‌اید.

تعهد رویال مایند:

می دانیم ممکن است برای ثبت نام در این آکادمی مردد باشید و ما این تردید را درک می‌کنیم.  برای همین، خیال‌تان را راحت می‌کنیم:
۷ روز کامل فرصت دارید. وارد آکادمی شوید، درس‌ها را ببینید، مراقبه‌ها را گوش دهید و با آرامش تجربه کنید. اگر در این یک هفته حس کردید این مسیر برای شما نیست کافی است یک پیام بدهید. تمام مبلغ، بدون هیچ سؤالی، به حساب‌تان برمی‌گردد.

شما چیزی از دست نمی‌دهید؛ فقط یک هفته به خودتان فرصت می‌دهید