کتاب اثر ماه عسل - دکتر بروس لیپتون

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر

-مولانا

 

وقتی جوان بودم، اگر کسی به من می‌گفت که زمانی در مورد روابط عاشقانه کتاب خواهی نوشت، بدون شک به او می‌گفتم که عقلت را از دست داده‌ای. من فکر می‌کردم عشق افسانه‌ای است که شاعران و تولید کنندگان هالیوود آن را ساخته‌اند تا مردم را به خاطر نرسیدن به چیزی که هرگز نمی‌توانستند به آن برسند، آزرده خاطر و ناراحت کنند. عشق ابدی؟ به خوبی و خوشی؟ حرفش را هم نزنید.

من نیز مانند همه طوری برنامه ریزی شده بودم که برخی چیزها به طور طبیعی در زندگی‌ام محقق می‌شد. برنامه ریزی من تأکید زیادی بر اهمیت آموزش و تحصیل می‌کرد. از نظر پدر و مادر من، این تحصیل و درس خواندن بود که تفاوت بین زندگی یک چاه‌کن و زندگی مدیر یقه سفیدی را رقم می‌زد که دستانی نرم داشت و زندگی‌اش از دستانش هم گرم و نرم‌تر بود. آن‌ها معتقد بودند که «اگر درس نخوانی، در این دنیا به هیچ جایی نمی‌رسی.»

 

با توجه به باورهایی که داشتند، اصلاً عجیب نبود که والدینم در زمینه‌ی درس و تحصیل هیچ چیزی را از من دریغ نمی‌کردند. معلم‌های خوب، نگرش تحصیل-همه-چیز-است خانواده‌ام و علاقه‌ی خودم به کار کردن با میکروسکوپ باعث شد که در رشته‌ی زیست شناسی سلولی دکتری بگیرم و عضو هیئت علمی دانشکده‌ی پزشکی و بهداشت عمومی دانشگاه ویسکانسین شوم.

 

من از لحاظ تحصیل و دانشگاه بسیار آدم موفقی بودم، اما در سایر حوزه‌ها، از جمله حوزه‌ی روابط، آنقدر بی‌دست و پا بودم که هر چه بگویم، باز کم گفته‌ام. در بیست و چند سالگی ازدواج کردم، اما هنوز خیلی بچه بودم و از نظر عاطفی آنقدر بالغ نشده بودم که بتوانم رابطه‌ی معناداری داشته باشم. وقتی ده سال بعد از ازدواج به پدرم گفتم که می‌خواهم از همسرم جدا شوم، به شدت مخالف بود و می‌گفت «ازدواج نوعی کسب و کار است.»

 

حالا که فکر می‌کنم، جواب پدرم به عنوان کسی که در سال 1919 (از روسیه‌ای که در قحطی، کشتار و انقلاب دست و پا می‌زد) مهاجرت کرده بود، برایم قابل درک است – پدرم و خانواده‌اش زندگی بسیار سختی را از سر گذرانده بودند و خطرات جانی فراوانی را به چشم دیده‌ بودند. در نتیجه تعریف پدرم از رابطه مانند نوعی شراکت بود که در آن ازدواج راهی برای بقا بود، درست مانند اولین کسانی که در ابتدای قرن نوزدهم غرب وحشی را تصرف کردند و به علت کمبود زن در آمریکا، با چاپ آگهی ازدواج در روزنامه‌های کشورهای خودشان، از راه دور برای خود همسر انتخاب کردند.

 

ازدواج پدر و مادرم بازتابی از نگرش پدرم بود که کسب و کار را از همه چیز مهم‌تر می‌دانست؛ البته مادرم که متولد آمریکا بود، چنین اعتقادی نداشت. پدر و مادر من شش روز در هفته در کسب و کار موفق خانوادگی‌مان فعالیت می‌کردند، اما هیچ یک از فرزندان‌شان به یاد ندارند که آن‌ها حرف عاشقانه ‌ای با هم رد و بدل کرده باشند. وقتی من به نوجوانی رسیدم، شکست ازدواج این دو کاملاً آشکار شد؛ مادرم از این رابطه‌ی بدون عشق به تنگ آمده بود و پدرم هم برای فرار از این مشکل به عرق و می پناه می‌برد. جر و بحث‌های زیاد پدر و مادرم آرامش خانه‌مان را بر هم زد؛ هر موقع دعوایشان می‌شد، من به همراه برادر و خواهر کوچک‌ترم در کمد قایم می‌شدم. بالاخره پدر و مادرم تصمیم گرفتند که اتاق خواب‌شان را از هم جدا کنند و آتش بس شکننده‌ای بر خانه‌مان حکم‌فرما شد.

 

پدر و مادر من نیز مانند بسیاری از پدر و مادرهای دهه‌ی 1950، به خاطر بچه‌هایشان کنار هم مانده بودند – بعد از آنکه برادر کوچک‌ترم به دانشگاه رفت، پدر و مادرم از هم جدا شدند. کاش می‌دانستند که الگوبرداری از این رابطه‌ی ناموفق بسیار بیشتر از طلاق و جدایی به فرزندان‌شان آسیب وارد کرده است. آن زمان، من برای نابسمانی زندگی خانوادگی‌مان، پدرم را مقصر می‌دانستم. اما وقتی بزرگ شدم فهمیدم که هر دوی آن‌ها به یک اندازه در این فاجعه، که رابطه‌شان را خراب و آرامش خانواده‌مان را نابود کرده بود، نقش داشتند. از همه مهم‌تر، پی بردم که رفتار آن‌ها در ضمیر ناخودآگاه من برنامه ریزی شده است؛ و به همین دلیل بود که هر چه تلاش می‌کردم با زنان وارد رابطه‌ی عاشقانه شوم، نمی‌توانستم.

 

به همین دلیل بود که من سال‌های زیادی از عمرم را در میان درد و رنج سپری کردم. وقتی زندگی مشترکم از هم پاشید، من نیز از لحاظ عاطفی از هم پاشیدم، خصوصاً به این دلیل که آن زمان دختران عزیزم، که اکنون هر دویشان زنان موفق و کامیابی هستند، هنوز بچه بودند. آنقدر از لحاظ عاطفی دچار آسیب شدم که قسم خوردم دیگر ازدواج نکنم. با این اعتقاد راسخ که عشق حقیقی – دست‌کم برای من – افسانه‌ای بیش نیست، به مدت 17 سال هر روز وقتی ریشم را می‌تراشیدم، این جمله را تکرار می‌کردم: «دیگر ازدواج نخواهم کرد. دیگر ازدواج نخواهم کرد.»

 

ناگفته پیداست که من به هیچ وجه اهل عشق و عاشقی نبودم! اما علی‌رغم این آیین شعاردهی صبح‌گاهی، نمی‌توانستم از آن الزام زیستی‌ای صرف نظر کنم که تمام ارگانیسم‌ها را، از تک‌سلولی گرفته تا بدن‌های 50 تریلیون سلولی، مجبور می‌کرد با ارگانیسم دیگری وارد ارتباط شوند.

اولین عشق جدی‌ام عشقی کلیشه‌ای بود: مرد مسنی که از نظر عاطفی شکست سنگینی خورده است، عاشق زن جوانی می‌شود و مانند نوجوانان در اثر هورمون‌هایی که بدنش تولید می‌کند، رابطه‌ی گرمی را تجربه می‌کند. این «معجون عشق»، یعنی مواد نوروشیمیایی و هورمون‌هایی که در جریان خون من گردش می‌کردند و در فصل 3 با آن‌ها آشنا خواهیم شد، من را چنان سرمست کرده بود که یک سال از زندگی‌ام را در نهایت خوشی و شادی سپری کردم. وقتی عشق نوجوانانه‌ام بالاخره با شکست مواجه شد و معشوقه‌ام به بهانه‌ی اینکه دوست دارد تنها باشد، سوار دوچرخه‌اش شد و خود را به آغوش گرم یک جراح قلب و عروق سپرد، دوباره به مدت یک سال خودم را در آن خانه‌ی بزرگ و خالی حبس کردم و در غم از دست دادن این معشوقه‌ی جوان به سوگ نشستم. ترک اعتیاد کار سختی است، البته نه فقط برای معتادان هروئین، بلکه همچنین برای کسانی که بیوشیمی بدن‌شان پس از شکست عشقی به هورمون‌ها و مواد شیمیایی روزمره باز می‌گردد.

 

در یک روز سرد زمستانی مثل همیشه تنها نشسته بودم و به آن زنی فکر می‌کردم که من را تنها گذاشته بود. ناگهان با خود گفتم، لعنتی، ولم کن! صدای حکیمانه‌ای، که گاه و بی‌گاه در زمان‌های مهم زندگی‌ام سر و کله‌اش پیدا می‌شود، گفت «بروس، مگر او دقیقاً همین کار نکرده است؟» قهقهه‌ای سر دادم و این طلسم را شکستم. از آن روز به بعد، هر گاه می‌دیدم که دارم بیش از حد درگیر کسی می‌شوم، خنده‌ام می‌گرفت. بالاخره با استفاده از خنده توانستم سختی‌های ترک را پشت سر بگذارم، اما هنوز راه زیادی مانده بود تا خودم را به طور کامل پیدا کنم.

 

این مسئله زمانی برای من روشن شد که به کارائیب رفتم تا در یک دانشکده‌ی پزشکی تدریس کنم. من در بهترین جای دنیا در ویلایی کنار اقیانوس در میان گل‌های فوق العاده زیبا و خوش‌بو زندگی می‌کردم؛ ویلای من باغبان و آشپز هم داشت. می‌خواستم کسی را در این زندگی جدید شریک کنم (البته قصد نداشتم ازدواج کنم – هنوز هم به شعار صبح‌گاهی‌ام پایبند بودم). من فقط دنبال یک شریک جنسی نبودم. کسی را می‌خواستم که زندگی‌ جدیدم را در زیباترین جای کره‌ی زمین با او قسمت کنم. بهترین پیشنهادها را برای شروع رابطه می‌دادم: «اگر کاری ندارید، نظرتان چیست بیایید و با من در ویلایم زندگی کنید؟» اما هر چه می‌گشتم، کسی را پیدا نمی‌کردم.

یک شب با زنی آشنا شدم که تازه به جزیره‌ی بهشتی گرنادا رسیده بود. من از او خوشم آمد و تمام تلاشم را کردم که با او وارد رابطه شوم. با هم به کافه‌ی باشگاه قایق‌رانی رفتیم و حرف زدیم. از او خوشم آمد و پیشنهاد دادم که به جای اینکه به سر کار برود، مدتی پیش من بماند. به من نگاهی کرد و گفت «نه، من نمی‌توانم با تو باشم. تو خیلی نیازمندی.» این گفته مانند تیری به قلبم اصابت کرد – ساکت و بی‌رمق روی صندلی خشکم زد. پس از یک لحظه‌ی بسیار طولانی، قدرت تکلمم را دوباره به دست آوردم و گفتم «ممنون. باید این را می‌شنیدم.» می‌دانستم حق با او است؛ می‌دانستم که قبل از اینکه به رابطه‌ی عاشقه‌ی مد نظرم برسم، باید زندگی‌ام را سر و سامان می‌دادم.

سپس اتفاق جالبی افتاد: همین که از تلاش مستأصلانه‌ام برای شروع رابطه دست برداشتم، سر و کله‌ی زنانی در زندگی‌ام پیدا شد که می‌خواستند با من رابطه داشته باشند. تا اینکه بالاخره مارگارت عزیزم که انگیزه‌ی حقیقی این کتاب بود، وارد زندگی‌ام شد و با هم زندگی عاشقانه‌ای را شروع کردیم که پیش‌تر فکر می‌کردم فقط در کتاب‌های داستان وجود دارد.

 

یروس لیپتون

 

اما بگذارید داستان را زود تمام نکنیم. من ابتدا باید یاد می‌گرفتم که تنهایی «تقدیر» من نیست و من «محکوم» به این نیستم که به یک سری روابط ناموفق رضایت بدهم. باید پی می‌بردم که تک‌تک روابط ناموفق زندگی‌ام را خودم به وجود آورده‌ام؛ و خودم هم می‌توانم رابطه‌ی رویایی مد نظرم را به وجود بیاورم.

 

گام اول زمانی شروع شد که من در کارائیب بودم و همانطور که در کتاب اولم یعنی زیست شناسی باورها توضیح داده‌ام، دچار دگرگونی علمی شدم. هنگامی که داشتم در مورد سلول‌ها تحقیق می‌کردم، متوجه شدم که سلول‌ها تحت کنترل ژن‌ها نیستند و ما نیز همینطور. آن لحظه‌ی یورکا، چنانکه در همان کتاب توضیح داده‌ام، سرآغاز دگرگونی من بود و من را به دانشمندی تبدیل کرد که از مولانا نقل قول می‌آورد و اعتقاد دارد که ما همگی توانایی این را داریم که روی زمین برای خود بهشت خلق کنیم و معتقد است زندگی ابدی ما فراتر از جسم‌مان است.

 

آن لحظه همچنین سرآغاز تغییر من از یک آدم بدبین و ازدواج-هراس به آدم بزرگ‌سالی بود که مسئولیت تمام روابط ناموفق زندگی‌اش را بر عهده گرفت و متوجه شد که می‌تواند روابط رویایی‌اش را ایجاد کند. در این کتاب قصد دارم این گذار را با بهره ‌گیری از همان علمی توضیح دهم که در کتاب زیست شناسی باورها آن را پایه ریزی کردم (و چه بسا فراتر از آن). برایتان توضیح خواهم داد که چرا نه هورمون‌هایتان، نه مواد نوروشیمیایی، نه ژن‌هایتان و نه تربیت غیر ایدئال‌تان نمی‌توانند مانع تشکیل روابطی شوند که شما می‌خواهید داشته باشید. آنچه به شما اجازه نمی‌دهد به این روابط عاشقانه و دست نیافتنی برسید، باورهای شما هستند. اگر باورهایتان را تغییر دهید، روابط‌تان تغییر خواهند کرد.

 

البته قضیه کمی پیچیده‌تر از این است، چون در روابطی که بین دو نفر برقرار می‌شود، در حقیقت چهار ذهن دخالت دارند. اگر نتوانید درک کنید که این چهار ذهن چگونه علیه هم وارد عمل می‌شوند، حتی اگر پاک‌ترین نیات را هم داشته باشید، باز خواهید دید که «در بدترین جای ممکن دنبال عشق می‌گردید.» به همین دلیل است که کتاب‌های خودآموز و روش‌های خود-درمانی اغلب اوقات بینش‌هایی در شما ایجاد می‌کنند، اما تغییری در زندگی‌تان به وجود نمی‌آورند – چون این کتاب‌ها فقط به دو ذهن از چهار ذهنی می‌پردازند که در روابط دخیل هستند!

 

به عاشقانه‌ترین رابطه‌ی زندگی‌تان فکر کنید – همان رابطه‌ی مهمی که شما را مجنون و دیوانه کرده بود. روزها پشت سر هم معاشقه می‌کردید، به غذا نیاز نداشتید، نیاز چندانی به آب نداشتید و انرژی‌تان تمام نمی‌شد: مانند ماه عسلی که قرار بود هرگز تمام نشود. با این وجود، اغلب اوقات ماه عسل جای خود را به جر و بحث روزمره، اختلاف و حتی طلاق می‌دهد. خبر خوب اینکه لزومی ندارد کار به اینجا برسد.

 

در بهترین حالت ممکن است فکر کنید که عشق بزرگ شما تصادفی بوده است؛ در بدترین حالت نیز ممکن است فکر کنید که این عشق  توهمی بیش نبوده است؛ شاید فکر کنید که از هم پاشیدن ماجرای عشقی بزرگ‌تان فقط در اثر بدشانسی بوده است. اما در این کتاب برایتان توضیح خواهم داد که چگونه خودتان اثر ماه عسل را در زندگی‌تان ایجاد کرده و سپس نابود کرده‌اید. وقتی پی بردید که چگونه آن را ایجاد کرده‌اید و چگونه آن را از دست داده‌اید، می‌توانید مانند من دیگر از وجود کارمای بد در روابط‌تان شاکی نباشید و رابطه‌ی پایدار و موفقی ایجاد کنید که حتی تولید کنندگان هالیوود هم به شما حسودی کنند.

 

پس از چند دهه ناکامی و شکست، بالاخره به چنین چیزی رسیدم! افراد زیادی سوال می‌کنند که ما چگونه این کار را کرده‌ایم؛ به همین دلیل من و مارگارت تصمیم گرفته‌ایم که در پس‌گفتار این کتاب توضیح دهیم که چگونه به مدت 17 سال اثر ماه‌ عسل را ایجاد کرده‌ایم و هنوز هم این کار را می‌کنیم. ما می‌خواهیم داستان عشق خودمان را با شما در میان بگذاریم، زیرا عشق قوی‌ترین عامل رشد انسان است. همچنین بدانید که عشق مسری است! وقتی اثر ماه عسل را در زندگی خودتان ایجاد کردید، خواهید دید که افراد دیگری را به سمت خود جذب می‌کنید که آن‌ها نیز مانند شما عاشق‌اند – و هر چه تعداد بیشتر باشد، لذتش بیشتر است. بیایید نصیحت هشتصد ساله‌ی مولانا را آویزه‌ی گوش‌مان کنیم و از عشقی که نسبت به هم داریم، لذت ببریم تا سیاره‌مان جای بهتری شود و تمام ارگانیسم‌ها بتوانند در بهشت روی زمین زندگی کنند. امیدوارم همانطور که آن لحظه‌ی دگرگون کننده در کارائیب من را در این مسیر قرار داد، این کتاب نیز شما را در مسیر ایجاد اثر ماه عسل قرار دهد و بتوانید هر روز عمرتان از اثر ماه عسل بهره‌مند شوید.

 

 

نام کتاب: ماه عسل
نویسنده: دکتر بروس لیپتون
تعداد فصول: 6 فصل
ترجمه: تیم ترجمه رویال مایند

فهرست:

مقدمه
فصل 1: گرایش ما به رابطه
فصل 2: ارتعاشات خوب
فصل 3: معجون عشق
فصل 4: چهار ذهنی که مانند هم فکر نمی‌کنند
فصل 5: گازهای نجیب: ترویج آشتی، عشق و چای تولسی
پس‌گفتار
 

راهنمای دانلود: 

بر روی لینک دانلود کلیک سمت راست کنید و گزینه save link as را انتخاب کنید. در صورت نصب نرم‌افزار IDM بر روی سیستم خود، گزینه Download with IDM را انتخاب کنید. در صورت استفاده از موبایل، انگشت خود را بر روی لینک دانلود چند ثانیه نگه دارید و گزینه Download Link را انتخاب کنید. همچنین پیشنهاد می کنیم برای دانلود از طریق موبایل، اپلیکیشن ADM را نصب کنید.

 

نظر شما

نظرات کاربران

  • نرگس
    دوشنبه 1 اردیبهشت 1399
    بنام حی هنرمند ......سلام روزت بخیر رویال مایند عزیزم ؛ فک کنم هنوز یکسال نشده که باهات آشنا شدم و هنوز دو ماه نشده که مشترک شما شدم اما فقط خدا میدونه (قطعا خودمم هنوز نمیدونم) که تو چه تاثیری روی من و زندگی من داشتی . جالبه که تمام نقل قول هام تمام کتابهایی که به دیگرون معرفی میکنم همه ش شده تو و این از وقتی شروع شد که برای اولین بار تو رو در اینستا دیدم و ماورای طبیعی شدن رو شناختم و البته خریدم . بین اطرافیان و آشناهای من تا الان حداقل 10 نفر کتابم و برای مطالعه رزرو کردن (درحال حاضر دست برادرمه .برادرم بازیگر تئاتره و هر روز داره از تاثیر این کتاب بر کیفیت کارش برام خاطره میگه) و البته چند نفری هم مشتاق شدن و خریدنش ، باعث افتخارمه که کلی آدم از طریق من شمارو شناختن و باعث افتخار تر که خودم تو رو شناختم مدتهاست که حالم عالیه و هر روز ی جذب تازه دارم و هروقت میخوام تمرین شکرگزاریم رو انجام بدم اول اینترنت میاد تو ذهنم و بعدش رویال مایند . بهترین دستاورد زندگیم تا به امروز تو بودی و ممنونم که باعث حال عالی منی . بهترین ها رو برای تو و تمام رویال مایندیها و تمام جججهان آرزو میکنم . دلشاد باشید . یا حق !
    رویال مایند
       

    سلام. ممنون از پیام الهامبخش و انرژی بخش شما

  • itsmrsim
    پنج شنبه 22 اسفند 1398
    خسته نباشید به رویال مایند عزیز . ممنون بابت این همه تلاش و زحمت . نکات خیلی جالبی رو از این کتاب یاد گرفتم . دکتر بروس لیپتون و دکتر دیسپنزا واقعا تاثیر گذار هستند .
    رویال مایند
       

    سلام. بله این دو استاد بی نظیر هستند

  • حمیدرضا
    پنج شنبه 15 اسفند 1398
    بعد از خوندن فصل 4 واقعا فکرم درگیر این بود که مادر چه تاثیر بی نهایتی روی هر از ماها داشته به معنی واقعی کلمه از دامان زن مرد به معراج میره..
    رویال مایند
       

    دقیقاً

  • Sh67
    دوشنبه 12 اسفند 1398
    با سلام ببخشید احتیاج به راهنمایی دارم. من مدتی پیش در یکی از کتابهای شما تصویر یک آدمکی دیدم که نقاط تکنیک ای اف تی روی بدن و صورتش نشان داده شده بود اما نمیدونم کدوم کتاب بود الانم هر چی میگردم دیگه پیداش نمیکنم. میشه بگید در کدوم کتاب منتشر شده از سوی شما به تکنیک ای اف تی اشاره شده؟؟ کتاب پی دی اف بود
    رویال مایند
       

    سلام. کتاب از ذهن تا ماده بوده است.

  • مریم دهقانی
    شنبه 10 اسفند 1398
    سلام میخواستم اگر امکانش هست به چاپ کتاب رویاهای تحقق یافته ی آقای وین دایر  هم فکر کنید واقعا فوق العاده هست.
    رویال مایند
       

    چشم بررسی می کنیم

  • مهرداد mQ
    یکشنبه 20 بهمن 1398
    با سلام و عرض خسته نباشید خدمت مجموعه رویال مایند، یه پیشنهادی که دارم اینکه یه مقدار کتاب های قدیمی تر که اصلا تو ایران ترجمه نشده و حاوی اطلاعات بسیار مهمی در حوزه قانون جذب و قدرت فکر هستن، بیشتر ترجمه بشه. تقریبا 99 درصد سایت مجموعه های جدید و اساتید جدیدن، خواشمندم از ارل نایتنیگل، پرنتیس مالفورد، رابرت کولیر و مخصوصا نویل گودارد که خیلی عجیبه حتی یه کتابش هم به فارسی ترجمه نشده لطفا محتوا قرار بدین، البته بعضی از افراد جدید را هم اصلا بهشون نپرداختین عین گرگ باردن، دونالد والش، پم گروت، گابریل برنستین فقط یه کتابش قرار دادین، باب دویل، مایک دولی، دیان آهلکویست، گری زوکاو و در آخر لین مک تاگارت، لطفا به مرور زمان برخی از آثار این نویسنده ها رو قرار بدین ، من دکتر دیسپونزا و دکتر لیپتون رو برترین اساتید این حوزه ها میدونم ولی با این حال مطالب خیلی بیشتری هم تو کتاب های نویسندگانی اشاره کردم وجود داره مخصوصا اقای گودارد که خیلی عجیبه اصلا اثار ایشون رو کسی به فارسی ترجمه نکرده و یه جورایی قانون جذب را ایشون بیشتر از همه مورد بررسی قرار دادن امیدوارم برای اولین بار تو ایران رویال مایند از مجموعه کتاب های این شخص  و  هم چنین سایر افراد یاد شده در سایت  محتوا قرار بده، با تشکر
    رویال مایند
       

    سلام. چشم پیشنهاد شما را حتما بررسی می کنیم. هر کتابی را بخواهیم ترجمه کنیم ابتدا خودمان یک دور مطالعه می کنیم و اگر چیز جدیدی داشت آن را به اشتراک خواهیم گذاشت.

  • at
    دوشنبه 14 بهمن 1398
    با سلام میدونم که روند مجوز گیری و چاپ خیلی طولانیه و ما برای کتاب ماورا هم خیلی صبر کردیم تا به چاپ برسه. میخوام بدونم کتاب اثر ماه عسل هم قرار چاپ بشه یا نه؟؟؟ اگر قراره چاپ کنید در چه مرحله ای هست. منظورم اینه که تا چند ماه دیگه به چاپ میرسه؟؟
    رویال مایند
       

    سلام. بله قرار هست چاپ بشه ولی واقعاً زمان دقیقی مشخص نیست.

  • سایه
    شنبه 12 بهمن 1398
    سلام و روز بخیر.واقعا کتاب محشریه .خیلی دوسش دارم.لطفا از دکتر بروس جان کارهای بیشتری ارائه بدید. وبینار، سمینار، کتاب.به قدری روان و ساده توضیح میدن که سریع جذب مغز میشه:)
    رویال مایند
       

    سلام. حتماً تمام آموزه های ایشان را به اشتراک خواهیم گذاشت

  • سایه
    دوشنبه 7 بهمن 1398
    با درود و احترام خدمت رویال مایند عزیز.من هر فصل این کتاب رو که میخونم دوست دارم حتما یه پیام سپاسگزاری براتون بفرستم.واقعا ازتون سپاسگزارم بخاطر تهیه این کتاب غنی از آگاهی و اطلاعات و همچنین تشکر ویژه از آقای ملک زاده بخاطر ترجمه شیوا و روان این کتاب که باعث شد خوندن این کتاب چندین برابر برام شیرینتر بشه.واقعا حالم خیلی خوب میشه به رویال مایند سر میزنم و مطالب مفید رو میخونم و می بینم. براتون خوشی، شادی، آرامش و ثروت بی نهایت آرزو میکنم.
    رویال مایند
       

    منون از لطف و انرژی مثبت شما

  • حمیدرضا کریمی امجد
    یکشنبه 6 بهمن 1398
    سلام . خسته نباشین و بینهایت ممنونم از سایت عالی و مطالب عالی که در اختیارمون قرار میدین. میخواستم سوال کنم ممکنه که نسخه ی چاپی کتاب ماه عسل رو هم توی فروشگاه سایت بزارین؟
    رویال مایند
       

    سلام. پس از اخذ مجوزهای لازم حتماً قرار خواهیم داد

  • rooeen
    جمعه 4 بهمن 1398
    لطفن ازین دست کتابها(روابط موفق، عاشقانه و ...) باز هم قرار بدید چون تمام جنبه های زندگی رو تحت تاثیر خودش قرار میده.ممنون از شما
    رویال مایند
       

    سلام. چشم پیشنهاد شما بررسی خواهد شد

  • حميد
    پنج شنبه 3 بهمن 1398
    سلام ، خيلي خيلي ممنونم بابت ترجمه اين كتاب عالي ، يه درخواست داشتم ازتون ، با توجه به اين دكتر ليپتون آموزش هايي در زمينه روش psych-k دارن ، ممنون ميشم آموزش اين روش رو هم از اين استاد قرار بدين ، چون ظاهرا روش خيلي خوب و قدرتمنديه
    رویال مایند
       

    سلام. چشم بررسی خواهیم کرد

  • هانیه
    پنج شنبه 3 بهمن 1398
    سلام میخواستم تشکر کنم بابت خود کتاب و ترجمه، که سعی شده جوری ترجمه بشه که واقعااا کل مفاهیم رو کاملا درک کنیم،از یه نقطه نظر متفاوت به مسئله نگاه شده،واقعا جذابه، تاحالا کتابی درین سبک و با این نوع نگرش و با این طرز بیان نخونده بودم، خوشالم ک نویسنده صادقانه از خودش و تجربیاتش نوشته،به دوستان پیشنهاد میکنم این کتاب رو حتما بخونن❤️ ممنونم رویال مایند
    رویال مایند
       

    سلام. بله کتابی فوق العاده بود

  • Riyan
    پنج شنبه 3 بهمن 1398
    سلام وقت بخير. ببخشيد قبل از مطالعه ى اين كتاب لازم هست كه كتاب بيولوژى باور رو خوانده باشيم؟؟ ممنون از سايت خوبتون🙏🏿🙏🏿🙏🏿
    رویال مایند
       

    سلام. خیر لازم نیست

  • shirin
    چهار شنبه 2 بهمن 1398
    با عرض درود و احترام رویال مایند تو بی نظیری خیلی خوشحالم از   آشنایی با شما.  مرسی بخاطر کتابها و سمینارهای بینظیری که میذارید ممنونمممممممم
    رویال مایند
       

    ممنون از لطف شما

  • زهره خالقی
    سه شنبه 1 بهمن 1398
    این دقیقا همون کتابیه که باید میخوندم چون خیلی تو بحث روابط لنگ میزنم...مررررررررسیییی ازت رویال مایند عزیزم
    رویال مایند
       

    بله درست است. این کتاب نگاه شما را به طور کامل نسبت به روابط تغییر می دهد.

  • محمد کیال
    سه شنبه 1 بهمن 1398
    با سلام و تشکر بابت تمام زحماتتان. اینکه داخل کتاب، بر سرِ بعضی واژگان یک شماره عادی میذارین و در پاورقی توضیحی نسبت به اون واژه میدین رو متوجهم، ولی هر چه دنبال شماره ای که داخل () میذارین، گشتم، چیزی متوجه نشدم، یه عنایتی میفرمایین و یه توضیح بدین ممنونم.
    رویال مایند
       

    در پایان وقتی نسخه کامل را به اشتراک گذاشتیم در آخر آن منابع را اضافه می کنیم.. این شماره ها همان منابع هستند.

  • حسین
    دوشنبه 30 دی 1398
    خیلی قشنگ بود تا اینجا. ممنونم⁦💖
    رویال مایند
       
  • سایه
    دوشنبه 30 دی 1398
    با سلام و روز خوش.خیلی کتاب شیوا و روان و شیرینیه.کاش 100 فصل بود. چشم انسان رو به خیلی از حقایق پنهان باز میکنه. حداقل برای من اینطور بود.
    رویال مایند
       

    بله کتاب بسیار جذابی است

  • فرنگیس
    شنبه 28 دی 1398
    درود فراوان به تیم موفق رویال مایند. سپاس از مطالب بسیار مفید و ارزشمند و کاربردی که ارائه میدید. شاد و پیروز باشید.
    رویال مایند
       

    ممنون از لطف شما

  • سایه
    شنبه 28 دی 1398
    سلام و روز بخیر به رویال مایند عزیز.خواستم بابت اشتراک گذاری این کتاب و تمام زحماتتون ازتون تشکر کنم.فصل اولش کوتاه و خیلی مفید بود.لحظه شماری میکنم برای خوندن ادامه کتاب.کی فصل دوم رو میزارید؟
    رویال مایند
       

    سلام. هر روز یک فصل جدید به اشتراک گذاشته می شود

  • محمدعلی
    جمعه 27 دی 1398
    سلام.خیلی خوشحالم که با رویال مایند آشنا شدم.تغییرات رو در زندگیم حس می کنم و از صمیم قلبم از شما تشکر می کنم.
    رویال مایند
       

    سلام. ممنون از لطف شما

  • امیرحسین
    جمعه 27 دی 1398
    سلام رویال مایند در نظر داره که کتاب های دیگه ای هم در آینده چاپ کنه ؟
    رویال مایند
       

    در صورت گرفتن مجوز ارشاد حتما چاپ خواهیم کرد. فرآیند گرفتن مجوز بسیار زمانبر است

  • رضا رفیع
    جمعه 27 دی 1398
    رویال مایند یعنی عشق. یعنی زندگی یعنی موفقیت بی قیدو شرط. هر انچه که از سمت شما منتظر بشه رو با تمام وجودم میخونم و درکش می کنم. نتایج بی نظیر من گویای درستی مسیر شماست. ازتون خیلی خیلی ممنونم بابت این کتاب. مدتها بود منتظرش بودم
    رویال مایند
       

    ممنون از لطف و انرژی مثبت شما

  • محمد کیال
    جمعه 27 دی 1398
    با سلام خدمت شما و تشکر ویژه بابت اشتراک گزاری مجموعه کتاب ها و سمنارهای آقای بروس لیپتون و دکتر جو دیسپنزا؛                                                                                                                                                     آیا اشعار مولوی که در ترجمه کتاب بکار رفته است، محتوای کتاب است که ترجمه شده یا مترجم برای روشن تر شدن موضوع مورد مطالعه، آن ها را اضافه کرده است. و اینکه چند جا هم از مولوی نام، برده میشود، چی؟  خیلی خیلی ممنونم ازتون
    رویال مایند
       

    سلام. خیر مترجم چیزی اضافه نکرده است.

  • محبوبه
    جمعه 27 دی 1398
    كتاباش خوبه ولي همش علميه...حالا اينو تا اخر ميخونم ولي اميدوارم به غير اين علمي توضيح دادن بگه خوب چطور بش برسيم وگرنه دونستن راجع سلول ...!
    رویال مایند
       
  • مهشید
    جمعه 27 دی 1398
    سلام عزیزان زحمت کش در رویال مایند بینظیر، خداوند را شاکر هستم به خاطر حضورتان در زندگیم وسپاس فراوان به خاطر کتاب جدید بروس لیپتون برایتان موفقیت وسلامتی ارزو میکنم
    رویال مایند
       

    ممنون از لطف و انرژی مثبت شما