آن چیزی که مدت‌ها می‌خواستید را بالاخره خریدید. روز اول، عالی بود. هفته‌ی اول هم خوب بود. اما حالا، دو هفته بعد، انگار همیشه آنجا بوده. دیگر حتی نگاهش هم نمی‌کنید. آن حس خوبی که فکر می‌کردید ماه‌ها می‌ماند، کجا رفت؟

اگر این تجربه برایتان آشناست، تنها نیستید. این یکی از عجیب‌ترین ویژگی‌های ذهن انسان است و پژوهشگران سال‌هاست رویش کار می‌کنند. خبر خوب اینکه از دل همین پژوهش‌ها، یک جواب روشن بیرون آمده: مسئله مقدار پول نیست، مبدا و مقصد پول است. تمرین آخر مقاله و رابطه خرج کردن و فراوانی رو در آخر مقاله حتما بخوان.

چرا خریدهایمان آن‌قدر که فکر می‌کردیم خوشحالمان نمی‌کند؟

ذهن ما یک عادت قدیمی دارد: به همه‌چیز عادت می‌کند. هر چیز تازه‌ای که وارد زندگی‌مان می‌شود، اول برجسته است و بعد کم‌کم به پس‌زمینه می‌رود. ماشین جدید، گوشی جدید، مبل جدید. سه ماه بعد، همه‌شان بخشی از دکور روزمره‌اند.
مشکل دوم این است که ما در پیش‌بینی شادی خودمان خیلی بد عمل می‌کنیم. موقع خرید، مطمئنیم که این یکی فرق دارد و حس خوبش می‌ماند. تقریبا هیچ‌وقت نمی‌ماند. نتیجه یک چرخه‌ی خسته‌کننده است: خرید، هیجان کوتاه، عادت، و بعد جستجو برای خرید بعدی.

سه نشانه که پولتان را جای اشتباه خرج می‌کنید:

  • بیشتر خریدهای شش ماه گذشته‌تان را به سختی به یاد می‌آورید
  • بعد از خرج کردن، به جای رضایت، یک حس مبهم پوچی یا پشیمانی دارید
  • وقتی از بهترین لحظات سال گذشته‌تان می‌پرسند، هیچ‌کدام به یک خرید ربط ندارد

اگر حتی یکی از این سه را دارید، خبر خوب این است که مشکل از میزان درآمد شما نیست. از نقشه‌ی خرج کردن است و نقشه، قابل تغییر است.

شادی و پول

علم چه می‌گوید؟ سه نوع خرج که واقعا شادی می‌آورد

پژوهشگرانی از دانشگاه هاروارد، بریتیش کلمبیا و سایمون فریزر، سال‌ها روی این سوال کار کرده‌اند که کدام نوع خرج کردن پول واقعا رضایت از زندگی را بالا می‌برد. نتیجه‌ی کارشان سه راهبرد مشخص است.

  1. تجربه بخرید، نه شیء
    قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین یافته‌ی این حوزه همین است: آدم‌ها به طور میانگین از خریدن تجربه، شادی بیشتری می‌گیرند تا از خریدن کالای مادی. یک سفر، یک کنسرت، یک وعده‌ی غذایی خوب با آدم‌های دوست‌داشتنی، یک کلاس یاد گرفتن چیزی تازه. دلیلش ساده است. تجربه‌ها به خاطره تبدیل می‌شوند و خاطره‌ها با گذشت زمان معمولا زیباتر می‌شوند، در حالی که اشیا کهنه می‌شوند. ضمنا تجربه‌ها معمولا با آدم‌های دیگر شریک می‌شوند و همین ارتباط، خودش منبع شادی است.
    اما یک نکته‌ی مهم و صادقانه هم هست: پژوهش‌های جدیدتر نشان می‌دهد این اثر برای همه یکسان نیست. برای کسانی که از نظر مالی تحت فشارند، خریدهای مادی می‌تواند به همان اندازه یا حتی بیشتر رضایت‌بخش باشد. پس این قانون مطلق نیست.
  2. برای دیگران خرج کنید
    این یافته شاید غافلگیرکننده‌ترین بخش ماجرا باشد. در پژوهشی روی بیش از پانزده هزار نفر با سطوح درآمدی بسیار متفاوت، خرج کردن پول برای دیگران در تمام گروه‌های سنی، جنسیتی و درآمدی، به شکل محکمی با شادی بیشتر مرتبط بود. جالب‌تر اینکه این اثر حتی برای کسانی که باور نداشتند خرج کردن برای دیگران خوشحالشان می‌کند هم برقرار بود. و مهم‌ترین نکته این است: آنچه اهمیت دارد عمل بخشیدن است، نه مبلغ آن. یک هدیه‌ی ساده، یک وعده‌ی غذا برای کسی که به آن نیاز دارد، یا کمک به یک دوست، همان اثر را دارد. پس لازم نیست بیشتر از توانتان ببخشید یا تمام زندگیتان را وقف دیگران کنید. بخشیدن وقتی زیباست که خودتان را تحت فشار نگذارد؛ در غیر این صورت، همان حس کمبودی را می‌سازد که می‌خواستید از آن دور شوید.
  3. زمان بخرید:
    سومین راهبرد این است که پول بدهید تا از کارهای وقت‌گیر و ناخوشایند خلاص شوید. کسانی که از پولشان برای بیرون آمدن از کارهای مورد تنفرشان استفاده می‌کنند، به طور میانگین شادتر از کسانی هستند که این کار را نمی‌کنند. این راهبرد مخصوصا برای کسانی ارزشمند است که حس می‌کنند وقت کم می‌آورند، و این حس امروز بیشتر از هر زمان دیگری رایج است. نکته‌ی ظریفی که پژوهش نشان می‌دهد این است: کسانی که پول را بیشتر از زمان ارزش می‌گذارند، وقتی زمان می‌خرند به شکل معناداری شادتر می‌شوند. یعنی همان کسانی که بیشتر مقاومت می‌کنند، بیشترین سود را می‌برند.

این موضوع در مقاله‌ی چگونه پولدار شویم؟ هم از زاویه‌ی متفاوتی بررسی شده است؛ آنجا درباره‌ی بهره‌وری بود و اینجا درباره‌ی رضایت از زندگی.

پول و شادی هدیه دادن

سبک زندگی فراوان با درآمد فعلی‌تان

حالا بیایید مهم‌ترین نتیجه‌ی این پژوهش‌ها را کنار هم بگذاریم. هر سه راهبرد بالا، یک ویژگی مشترک دارند: هیچ‌کدام به درآمد بیشتر نیاز ندارند. می‌توانید همین ماه، با همین حقوق، به جای یک خرید مادی، یک عصر خوب با آدم‌های دوست‌داشتنی بسازید. می‌توانید بخش کوچکی از همان مبلغ را برای کسی خرج کنید. می‌توانید یک کار وقت‌گیر و ناخوشایند را با پرداخت مبلغی به کسی بسپارید و آن ساعت را برای خودتان بخرید. با این کار نه تنها حال خوبی برای خودتان و اطرافیانتان می سازید٬ بلکه ارتعاش وجودی خود را هم بالا می برید و فرصتهای بیشتری را به زندگیتان میاورید. پس این به معنای دست کشیدن از رشد درآمد نیست. برعکس، وقتی از همین امروز یاد بگیرید پول را درست و با شادی هدایت کنید، هر افزایش درآمدی در آینده هم چند برابر بیشتر به شما شادی می‌دهد.

فکر می‌کنیم زندگی فراوان یعنی وقتی که عدد حساب بانکی به فلان رقم برسد. اما فراوانی، بیشتر از آنکه یک عدد باشد، یک تجربه‌ی روزمره است.

داستانی که شاید خودتان هم آن را زندگی کرده باشید

سال گذشته را مرور کنید. احتمالا یک خرید بزرگ داشته‌اید. چیزی که مدت‌ها برایش برنامه ریختید، شاید قسطش را هم هنوز می‌دهید. حالا از خودتان بپرسید: وقتی به بهترین لحظات سال گذشته فکر می‌کنید، آن خرید در فهرست هست؟ احتمالا نه. احتمالا چیزی که به یادتان می‌آید یک شام ساده است. یک سفر کوتاه که همه‌چیزش هم عالی نبود. یک بعدازظهر که با کسی حرف زدید و حالتان خوب شد. یا لحظه‌ای که برای کسی کاری کردید و برق چشم‌هایش را دیدید. و خبر خوب اینجاست: همه‌ی آن لحظه‌های خوب، ارزان بودند و همین حالا هم در دسترستان هستند. یادت باشد هرچقدر بتوانی از همین حالا با داشته هایت شادتر باشی٬ دستاوردهایت نیز بیشتر خواهد شد.

تمرین؛ فراوانی در خرج ماه گذشته‌

این تمرین چند دقیقه وقت می‌گیرد و نتیجه‌اش ممکن است غافلگیرتان کند. همین حالا، سه چیزی را به یاد بیاورید که ماه گذشته پولی برایشان دادید و هنوز یادتان مانده است. فقط سه تا. هرچه اول به ذهنتان آمد.
نوشتیدشان؟ حالا از خودتان بپرسید: کدامشان هنوز حالتان را خوب می‌کند؟
همین. جواب همین یک سوال، بیشتر از هر بودجه‌بندی به شما می‌گوید پولتان کجا زندگی می‌سازد. و نکته‌ی جالب اینجاست: چیزی که می‌ماند، لزوما ارزان‌ترین یا گران‌ترین خریدتان نیست. گاهی یک خرید بزرگ است که هر بار نگاهش می‌کنید حس خوبی می‌گیرید، چون واقعا همان چیزی بوده که می‌خواستید. و گاهی یک چیز کوچک است که به موقع رسیده. یا حتی یک احساس خوشایند و آزادی زمانی است که به شما داده شده. آنچه فرق می‌گذارد این است که آن خرید با چیزی که برایتان مهم است جور بوده، یا فقط در لحظه خریده شده.
برای ماه آینده: یک چیز بنویسید که می‌خواهید پولتان برای آن خرج شود. چیزی که سه ماه بعد وقتی به آن فکر می‌کنید، بگویید ارزشش را داشت. همین یک جمله کافی است.

خرج کردن و فراوانی؛ رابطه‌ای که کمتر دیده می‌شود

یک لایه‌ی عمیق‌تر هم در این ماجرا هست که ارزش گفتن دارد. خرج کردن پول، دو حالت کاملا متفاوت دارد.

خرج کردن از حالت کمبود: پول را می‌دهید تا یک خلا را پر کنید. برای اینکه حالتان بهتر شود، برای اینکه چیزی را اثبات کنید، برای اینکه از کسی عقب نمانید. این نوع خرج، هرچقدر هم بزرگ باشد، آن خلا را پر نمی‌کند.

خرج کردن از حالت فراوانی: پول را می‌دهید چون واقعا آن تجربه یا آن کمک برایتان ارزش دارد. اینجا خرج کردن، خودش بخشی از لذت است، نه راهی برای فرار از یک ناراحتی.

جالب اینکه ممکن است دو نفر دقیقا یک چیز را با یک قیمت بخرند، اما تجربه‌ی کاملا متفاوتی داشته باشند. تفاوت در جنس آن خرید نبود؛ در حالتی بود که از دلش خرید انجام شد. اگر می‌خواهید بدانید این حالت درونی چطور ساخته می‌شود و چطور می‌شود از کمبود به فراوانی حرکت کرد، آکادمی ثروت دیسپنزا دقیقا روی همین لایه کار می‌کند. به زودی مقاله ای برای شما گذاشته می شود که نشان می‌دهد فراوانی خیلی گسترده‌تر از پول است.

خرج کردن پول و فراوانی

جمع‌بندی: پول ابزار است، نه هدف

بیایید کل این مقاله را در یک جمله خلاصه کنیم: پول به خودی خود شادی نمی‌آورد، اما وقتی درست هدایت شود، می‌تواند.
سه مسیر روشن پیش رویتان است. تجربه بخرید، برای دیگران خرج کنید، و زمانتان را آزاد کنید. هر سه با همین درآمد فعلی‌تان شدنی است. از همین ماه، فقط یکی را انتخاب کنید. لازم نیست کل الگوی خرجتان را عوض کنید؛ کافی است یک خرید را جابه‌جا کنید و ببینید چه فرقی حس می‌کنید.

و اگر بعد از مدتی دیدید که با وجود تغییر مقصد پول، هنوز آن حس رضایت نمی‌آید، بدانید که مسئله دیگر به خرج کردن ربط ندارد. آن‌وقت وقتش است سراغ حالت درونی بروید؛ همان جایی که تعیین می‌کند چقدر برایتان کافی است. آکادمی ثروت دیسپنزا برای همین مسیر ساخته شده است.

ضمانت آکادمی دیسپنزا