علم ثروتمند شدن - فصل چهارم

علم ثروتمند شدن

فصل چهارم

اولین اصل علم ثروت اندوزی

 اندیشه تنها نیرویی است که می‌تواند ثروت‌های آشکار را از جوهره بی‌شکل خلق کند. این جوهره که منشاء وجودی همه‌ی اشیاء است، از جوهره‌ای به وجود آمده است که اندیشمند است. اندیشیدن به یک فرم و قالب خاص، آن قالب را در جوهره بی‌شکل به وجود می‌آورد. اندیشه‌ی موجود در جوهره اصیل آن جوهره را به حرکت در می‌آورد. هر قالب و یا فرآیند طبیعی موجود در طبیعت، تجلی آشکار اندیشه‌ای است که در ماهیت بی‌شکل وجود داشته است. به محضِ اندیشیدنِ جوهره بی‌شکل به شکل آن قالب در می‌آید.

به محضِ اندیشیدن به جنبشی، آن جنبش شکل می‌گیرد. همه‌ی اشیاء به این شیوه خلق شده‌اند. ما در جهانی از اندیشه زندگی می‌کنیم که خود بخشی از کائنات اندیشمند است.

اندیشیدن به یک درخت بلوط با رشدِ کم، درختی را تولید می‌کند که رشد آن قرن‌ها طول می‌کشد. به نظر می‌رسید که جوهره بی‌شکل بر اساس آن مسیر حرکتی که خود خلق کرده است، دست به آفرینش می‌زند. اندیشیدن به یک درخت بلوط منجر به خلقِ آنی یک درخت کاملاً رشد یافته نمی‌شود. اما نیروهای خلق کننده، آن درخت را در راستای مسیر رشدِ از پیش تعیین شده‌ای به حرکت در می‌آورند.

اندیشه‌ی هر قالبی که در جوهره اندیشمند وجود داشته باشد، منجر به خلق آن قالب می‌شود. اما این آفرینش عموماً در راستای آن مسیری از رشد که از پیش تعیین شده است، رخ می‌دهد. القاء اندیشه‌ی خانه‌ای با ساختاری خاص بر جوهره بی‌شکل منجر به شکل گیری سریعِ آن خانه نخواهد شد. اما انرژی‌های خلاقِ فعال تجاری را در مجراهایی به حرکت درمی‌آورد که به ساخته شدن سریع‌تر آن خانه کمک کنند.

اندیشه‌ی هر قالبی که بر جوهره اصیل القاء شود منجر به خلق آن قالب خواهد شد. انسان مرکز اندیشه است و می‌تواند اندیشه کند. هر شیئی پیش از این‌که در دستان انسان قرار گیرد، باید در اندیشه‌ی او خلق شده باشد. انسان نمی‌تواند پیش از این‌که به چیزی فکر کند آن‌را خلق کند.

 تا به امروز انسان تمامی تلاش  خود را به امور یدی معطوف کرده است. او کارگری را به جهان قالب‌ها تحمیل کرده است و در صدد تغییر و تبدیل در قالب‌های موجود بوده است. او هیچ‌گاه این اندیشه را نداشته است که سعی کند قالب‌های جدیدی را با القاء اندیشه‌ی خود به جوهره بی‌شکل خلق کند و بیآفریند.

تا این مرحله، انسان تلاش بسیار اندکی در هماهنگی و همکاری با هوش کیهانی از خود نشان داده و شاید اصلاً تلاشی نکرده است. این فرد تلاش اندکی در هماهنگی با اراده‌ی خداوندِ حاکم  بر جهان از خود نشان داده است. او هیچ‌گاه به این نکته فکر نکرده است که می‌تواند همانند خداوند اقدام به خلق و آفرینش کند. انسان با دستکاری قالب‌های موجود، آن‌ها را دوباره شکل می‌دهد و اصلاح می‌کند. او هیچ‌گاه به این مسئله فکر نکرده است که می‌تواند با کمک جوهره بی‌شکل و با انتقال اندیشه‌های خود به آن جوهره، اشیاء را خلق کند.

من می‌توانم ثابت کنم که هر مرد و زنی قابلیت و توانایی انجام این کار را دارد و چگونگی آن را نشان خواهم داد. به عنوان نخستین گام سه فرضیه‌ی اساسی را مطرح می‌کنم. در ابتدا تاکید می‌کنم که یک ماهیتِ بی‌شکلِ اصیل و یا جوهره وجود دارد که منشاء پدید آمدن همه‌ی اشیاء است. تمامی عناصرِ موجود نمودهای متفاوتی از این عنصر می‌باشند. تمامی قالب‌های موجود در طبیعت عالی و معدنی اشکال گوناگونی از یک ماهیت هستند که خود جوهره اندیشمند است.

 انسان یک مرکز اندیشمند است و می‌تواند اندیشه را خلق کند. اگر انسان بتواند با استفاده  از اندیشه‌های خود با جوهره اندیشمند ارتباط برقرار کند، می‌تواند منشاء آفرینش باشد و به آن‌چه که می‌اندیشد شکل دهد. به طور خلاصه می‌توان گفت:

جوهره اندیشمندی وجود دارد که منشاء خلق همه‌ی اشیاء می‌باشد، که درحالتِ اصیلِ خود در سرتاسر کائنات پراکنده شده و نفوذ کرده و فضاهای میان اشیاء مختلف را پر کرده است.

القاء تصویرِ هر اندیشه‌ای بر این جوهره می‌تواند آن اندیشه را در واقعیت خلق کند. انسان می‌تواند اشیاء را در اندیشه‌ی خود تصور کند و با القاء این اندیشه‌ها به جوهره بی‌شکل، آن را بیآفریند. ممکن است بپرسید: آیا من می‌توانم بدون وارد شدن به جزئیات از این مسیر استفاده کنم؟ من می‌گویم: بلی، انسان قدرت آن‌را دارد و می‌تواند که باعث شکل دهی به افکار شود و من با تجربه‌ام این را در یافته‌ام  و به این دلیل است که قاطعانه پاسخ می‌دهم.

هر نظریه تا زمانی‌که نقض شود صحیح است. اما من مطمئن هستم که این نظریه نقض نمی‌شود. و هر کس هر آن‌چه را که در این کتاب می‌گوید دقیقاً انجام دهد، به ثروت خواهد رسید. همیشه گفته‌ام: انسان‌ها با انجام کارها به شیوه‌ای خاص ثروتمند می‌شوند و برای این‌که بتوان کارها را به شیوه‌ای خاص انجام داد، در ابتدا باید به شیوه‌ی خاص اندیشید.

جوهره اندیشمندی وجود دارد که منشاء خلق همه‌ی اشیاء می‌باشد که در حالتِ اصیل خود که در سرتاسر کائنات پراکنده شده و نفوذ کرده و فضاهای میان اشیاء مختلف را پر کرده است. القاء تصویرِ هر اندیشه‌ای بر این جوهره می‌تواند آن اندیشه را در واقعیت خلق کند و با القاء این اندیشه‌ها به جوهره بی‌شکل آن اندیشه‌ها را بیآفریند.

 اگر بخواهید کارها به آن شیوه که می‌خواهید به انجام برسد، باید توانایی اندیشیدن به آن شیوه را در خود خلق کنید و این نخستین گام در جهت ثروت اندوزی است. تفکر به خواسته‌هایتان به معنای اندیشیدن به حقیقت راستین است. بدون این‌که به ظواهر توجه‌ای نشان دهید. هر انسانی به طور ذاتی و طبیعی می‌تواند به خواسته‌ی خود بیاندیشد. اما این‌که افکاری را در ذهن داشته باشید که تحت تاثیر ظواهر امور به ما القاء نشده باشند، مستلزم تلاش فراوان است.

تفکر بر اساس ظواهر بسیار آسان است. اما اندیشیدن به حقایق، بدون توجه به ظواهر طاقت فرساست و مستلزم صرف نیروی فراوانی است. در جهان هیچ کاری سخت‌تر از این نیست که انسان بخواهد افکار همیشگی و مداوم خود را کنترل کند. این موضوع هنگامی‌که حقیقت با ظاهر در تضاد می‌باشد، درست‌تر به نظر می‌رسد. هر ظاهر موجود در جهان آشکار این کشش را دارد که شکل متناظر خود را در ذهنی که آن را مشاهده می‌کند به وجود آورد. با حفظ اندیشه‌ی حقیقت می‌توان مانع از این رخداد شد.

برای مثال نگریستن به بیماری در ابتدا شکل آن را در ذهن ترسیم می‌کند و سپس در بدن به وجود می‌آید. مگر این‌که شما اندیشه‌ی حقیقت مبنی بر عدم وجود بیماری را در ذهن خود حفظ کنید. بیماری یک شکل ظاهری است و سلامتی حقیقت محض است.

 نگریستن به ظاهرفقر اشکال متناظر با آن را در ذهن انسان به وجود می‌آورد. مگر این‌که شما به این حقیقت پایدار بمانی که هیچ فقری وجود ندارد و تنها چیزی که هست، فراوانی است.

 اندیشیدن به سلامتی، آن هنگامی‌که در ظاهر بیماری شما را فرا گرفته است، اندیشیدن به ثروت زمانی‌که در دل ظاهری سرشار از فقر قرار دارید، نیازمند قدرتی است که در صورت کسب این قدرت به یک ذهن برتر تبدیل خواهید شد و می‌توانید سرنوشت را مغلوب خواسته‌ی خود کنید.

این توانایی را می‌توان کسب کرد. می‌توان به این واقعیت اصیل پا برجا ماند که اصل وجودی هر شیئی در ورای ظاهر آن قرار دارد . وجود یک جوهره اندیشمند که مسبب شکل گیری همه‌ی اشیاء است، واقعیت دارد. حال باید این واقعیت را بپذیریم که اندیشه‌ای که در این جوهره وجود دارد، تبدیل به قالبی خواهد شد و انسان می‌تواند اندیشه‌های خود را به این جوهره القاء کند و آن‌ها را به قالب‌ها و اشیاء مرئی تبدیل سازد.

 با درک این مطلب شک و تردید رخت بر می‌بندد. زیرا که این آگاهی را داریم که می‌توانیم خواسته‌ی خود را خلق کنیم. می‌توانیم به خواسته‌ی خود برسیم و می‌توانیم آن چیزی بشویم که می‌خواهیم. به عنوان نخستین گام در جهت ثروت اندوزی باید سه عبارتی که در این فصل به آن اشاره شده است باور داشته باشیم.

برای تاکید بیش‌تر، آن سه عبارت را تکرار می‌کنیم.

جوهره اندیشمندی وجود دارد که منشاء خلق همه‌ی اشیاء است که در حالتِ اصیلِ خود در سرتاسر کائنات پراکنده شده و نفوذ کرده و فضاهای میان اشیاء مختلف را پر کرده است. القاء تصویرِ هر اندیشه‌ای بر جوهره می‌تواند آن اندیشه را در واقعیت خلق کند. انسان می‌تواند اشیاء را در اندیشه‌ی خود تصور کند و با القاء این اندیشه به جوهره بی‌شکل، آن اندیشه را بیآفریند.

باید تمامی برداشت‌های دیگر موجود از کائنات به جز این برداشت را به کناری گذاشته و بر این عقیده پایدار بمانید، به طوری‌که ملکه‌ی ذهن شما شود و به اندیشه‌ی روزمره و همیشگی شما بدل شود. این عبارت را بارها و بارها بخوانید. کلمه به کلمه آن‌را به خاطر بسپارید و بر آن‌ها تمرکز کنید، تا این‌که به ایمان راسخ برسید. با شک همانند گناهی نابخشودنی برخورد کنید و آن را از خود دور سازید  و به مباحثی که در مخالفت با این عقیده مطرح می‌شود گوش ندهید. در مراسم و سخنرانی‌هایی که مفاهیم متضاد با این مفاهیم را آموزش می‌دهند شرکت نکنید. سردرگمی در ایمان و اعتقادتان تمامی تلاش‌های شما را بی‌ثمر خواهد کرد. علت درستی مطالب را نپرسید و به چگونگی آن‌ها فکر نکنید. فقط آن‌ها را به عنوان حقیقت محض بپذیرید. فرآیند ثروت اندوزی با یک ایمان مطلق و راسخ آغاز می‌شود.



لینک دانلود فایل pdf:

دیدگاهها


نظرات دیگر کاربران